تبليغاتX
افکار
۱. برای طراحی وب سایت فعلا یک داوطلب جدی و خوب پیدا کرده ایم که داریم روی طرح وب سایت کار میکنیم...به مرور در جریان میگذاریمتون.

۲. از همین الان من دارم یک سری مطالب کلی برای بخشهای کشورهای مختلف جمع میکنم که وقتی وب سایت حاضر شدن اونها رو بگذاریم و کار جلو بیفته. من به اونهایی که میخوام ازشون دعوت به همکاری کنم این شنبه/یکشنبه ایمیل میزنم. از الان گفتم بگم که آمادگی داشته باشید!

۳. اگر خودتون سئوالی/پیشنهادی دارید یا وقت و تمایل به همکاری دارید لطفا دریغ نکنید.

ممنونم

 پ.ن. ۱.اگر وب سایتی٬ یا بخشهایی از ویکی پیدیا یا هرجایی در این شبکه عنکبوتی را خبر دارید که اطلاعات خوبی برای هر کشوری دارد لطفا لینکش را اینجا بگذارید. قرار نیست که من چرخ را از ابتدا دوباره اختراع کنم. قرار است این وب سایت همه اطلاعات را دور هم جمع کند. اگر جایی مطلب خوبی باشد خوب حتما لینک داده میشود و کار ما هم کمتر میشود. میتوانیم روی بخشهایی تمرکز کنیم که کمتر کار شده.

پ.ن.۲. اگر ترجیح میدید مطالبتون رو در ویکی پیدیای فارسی بگذارید لطفا فقط لینکش رو برای من بفرستید. اگر دوست داشته باشید ( و مناسب باشه) میتونیم همه مطلب رو در وب سایت هم بگذاریم یا فقط به ویکی پیدیا لینک بدیم.

Balatarin + نوشته شده در 18 Apr 2006ساعت 7:56 PM توسط انار

من نمیدونم این ذهن آدم چه جوری خلق شده که میتونه در آن واحد دوتا چیز کاملا متضاد از آدم بخواد و وسطشون حسابی خورد و خمیرت کنه. فکر میکنم اتفاقی که میفته اینه که ذهن به هر کدوم از عدم امنیت ها یه جور جواب میده و این جوابها الزاما هم هماهنگ نیستند. بعضی وقتها هم واقعا میفتی تو دور باطل. الان یه ده روزیه که دوباره افتاده ام روی دنده یواش. اگر بخوام برم ورزش ذهنم بهانه میاره که تحقیقمون عقبه و باید بشینیم سر اون. ثانیه ای که بشینم سر تحقیق شروع میکنه از کار پیدا کردن حرف زدن و اینکه نکنه نتونیم کار بگیریم؟ اگه بخوام برای کار تحقیق کنم شروع میکنه از زندگی اجتماعی گلایه کردن...اونوقت اگه بخوام معاشرت کنم میگه تو چاقی! چرا ورزش نمیکنی؟

تجربه ثابت کرده یه چند تا کار برای مقابله خوبه: یکی که روز به روز برنامه ریزی کنم. سعی کنم هر روز فقط کارهای اون روز رو انجام بدم. دوم هم اینکه سعی کنم این دور رو یک جا بشکنم. معمولا ورزش کمک میکنه چون کار فیزیکیه و نه تماما ذهنی و در ضمن خود ورزش کردن هم باعث ترشح یه هورمونهایی میشند که اصطلاحا به هورمون سرخوشی معروفند.

پ.ن. پسرخاله مرنو خان که با ما زندگی میکنه(اونم گربه است طبیعتا) امروز دنبال اسباب بازیش کله اش رو کرد توی ظرف خالی خیار شور و گیر کرد اون تو...به خیر گذشت اما فکر کنم یه دو روزی گردن درد داشته باشه. گربه هم گربه های قدیم!

 

Balatarin + نوشته شده در 18 Apr 2006ساعت 7:47 PM توسط انار

این پست یه درخواست کمک بزرگه از خوانندگان این وبلاگ. لطفا اگر میتونید کمک کنید دریغ نکنید. اگر فکر میکنید که کسی هست که میتونه کمک کنه خواهش میکنم این پست رو بدید بخونه.

من سایت بانک اطلاعاتی تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور رو دو روز پیش راه انداختم. انگیزه ایجاد این وب سایت٬ همونطور که در خود سایت هم شرح داده ام٬ جمع آوری و در دسترس قرار دادن اطلاعات مورد نیاز دانشجوهای ایرانیه که به ادامه تحصیل در خارج فکر میکنند. من خودم تا به حال ایمیل های زیادی از آشنا و غریبه در این باره گرفته ام. خیلی از سئوالات حالت گنگ و کلی دارند که نشون میده افراد واقعا نمیدونند از کجا باید شروع کنند. فکر کردم که جمع آوری اطلاعات به صورت منظم در یک وب سایت که مرتب به روز میشه میتونه نقطه شروع خوبی برای دانشجو ها باشه. علاوه بر اون اگر هر کدوم از ما وقت بگذاریم و اون چیزهایی رو که میدونیم اینجا جمع کنیم دیگه مجبور نیستیم بارها و بارها برای افراد مختلف زحمت تایپ کردنش رو بکشیم. تصویری که من از این وب سایت تو ذهنم دارم یه جاییه که نه تنها منبع اطلاعاتیه بلکه میتونه یه جایی باشه که قراره کلی انگیزه برای دانشجو ها ایجاد کنه و به عینه بهشون نشون بده که چقدر راههای مختلف پیش روشون هست. جایی که یک سئوال ساده که توی گوگل تایپ میشه رو میگیره و یک دنیای جدید رو در جوابش به تصویر میکشه. و شاید محل ارتباطی باشه بین دانشجوهای ایرانی در ایران و خارج از اون.

من فکر میکنم وب سایت برای هر کشور باید یک بخش جداگانه داشته باشه. در هر کشور بنا به میزان اطلاعاتی که میتونیم جمع آوری کنیم میتونیم بخشهای مختلف بگذاریم اما من فکر میکنم بخشهای زیر ضروری هستند:

۱. آشنایی اجمالی با اون کشور و فرهنگش

۲. آشنایی اجمالی با سیستم آموزشی کشور

۳. پروسه ای که هر دانشجو برای پذیرش گرفتن باید طی کنه

۴. تجربیات افرادی که در اون کشور هستند

علاوه بر اون فکر میکنم یک فروم کلی هم بد نباشه که افراد بتونن خودشون پرسش و پاسخ داشته باشند.

اگر بتونیم اطلاعات کافی جمع کنیم یک بخش جداگانه هم باید برای رشته های تحصیلی باشه. من همیشه میگم که قبل از اومدن نباید با اطمینان گفت که چه رشته ای دوست داریم چون وقتی میایی میبینی که چقدر رشته های مختلف میتونی بخونی که قبلش به ذهنت هم خطور نمیکرده. من دلم میخواد این دید ذهنی وسیع برای کسی که ایران نشسته ایجاد بشه.

حالا از شما تو موارد زیر کمک میخوام:

۱. نظرتون رو راجع به این ایده بهم بگین.

۲. نظرتون رو راجع به اسم وب سایت بگین. اگر اسم جدیدی دارین حتما پیشنهاد بدین چون این اسم رو موقت گذاشته ام.

۳. من برای طراحی وب سایت کمک اساسی لازم دارم. خودم خیلی کم بلدم. در حد نگهداری نه طراحی. اگر کسی قادر به کمک هست لطفا دریغ نکنه.  من بدون کمک در طراحی وب سایت امکان نداره بتونم کار رو جلو ببرم. دنیایی هم مطلب جمع بشه وقتی یه سایت خوب و منظم نباشه به درد نمیخوره. من واقعا خواهش میکنم اگر میتونید کمک کنید پا پیش بگذارید.

۴. فکر میکنید وب سایت باید چه بخشهایی داشته باش؟ شما این ایده رو چطور تصویر میکنید؟

 

از وقت و نظرات تک تکتون واقعا ممنونم.

 

Balatarin + نوشته شده در 13 Apr 2006ساعت 11:38 PM توسط انار

 

این غنی کردن اورانیوم که جای خود اما از صبح که من آمده ام سر کار از هفتاد و دو ملت هرکی به من میرسه میگه:" این عکسهای رقص ایرونی ها با این کپسولهای اورانیوم رو دیدی؟!" و میزنه زیر خنده!  شدیم نقل محافل ! ظاهرا از دیروز اینا همینجوری تو ایمیل لیست ملت داره میچرخه...والا منم اگه میدیدم یکی از خوشحالی کپسول پر از اورانیوم گرفته دستش قر میده به عقلش شک میکردم...اورانیومه نا سلامتی...تازه من بهشون نگفتم یه کیک هم بردیم دادیم امام رضا!

Balatarin + نوشته شده در 13 Apr 2006ساعت 11:16 AM توسط انار

بنیاد آقا خان ظاهرا یه سازمان غیر انتفاعیه که در کنار سایر فعالیتهاشون یه بورس تحصیلی هم برای دانشجویان کشورهای در حال توسعه دارند که هیچ وسیله دیگه ای برای پرداخت مخارج تحصیلشون ندارند. نیمی از خرج تحصیل به صورت وام داده میشه و بقیه به دانشجو بخشیده میشه. اولویت با دانشجویان فوق لیسانسه اما دانشجوهای دکترا هم میتونند تقاضا کنند.

اطلاعات مربوط رو میتونید از اینجا ببینید. ظاهرا تا حالا به ۲۸ ایرانی هم کمک کرده اند.

(برای قسمت وام نگران نباشید. درستون که تموم شد  کار میکنید و پس میدید. کار سختی نیست)

Balatarin + نوشته شده در 11 Apr 2006ساعت 3:20 PM توسط انار

این هم یک بورس تحصیلی دیگه که البته مهلت امسالش گذشته. اگر تصمیم به اقدام برای ادامه تحصیل دارید این منابع رو در نظر بگیرید. هم پول خوبیه و هم برای رزومه تون خیلی خوبه.

سازمان OPEC FUND FOR INTERNATIONAL DEVELOPMENT از امسال  بورس تجصیلی برقرار کرده برای دانشجویان دوره فوق لیسانس. شرایط متقاضیان از قرار زیره:

بورس تجصیلی به یک متقاضی که شرایط زیر رو داشته باشه تعلق میگیره:

۱. تابعیت یکی از کشورهای در حال توسعه.

۲. سابقه کار متوسط و مدرک لیسانس (یعنی به آدمی که تازه لیسانس گرفته تعلق نمیگیره)

۳.  متفاضی باید پذیرش برای مدرک فوق لیسانس یا معادل آنرا برای حداکثر دو سال از یک موسسه معتبر و شناخته شده در کشور شخص متقاضی داشته باشد. نامه پذیرش میبایست رشته تحصیلی دانشحو را مشخص کرده و از کامل بودن سایر پیش نیازهای مدرک مانند زبان خارجی هم اطمینان داده باشد.  دریافت کننده بورس باید رشته تحصیلی انتخاب کندکه با اهداف اصلی سازمان هماهنگی داشته باشد مانند: توسعه پایدار٬ اقتصاد توسعه٬ کاهش فقر٬ محیط زیست٬ و رشته های مربط به علوم و تکنولوژی

۴. متقاضی متعهد میشود که پس از پایان تحصیل به کشورش برگردد

تصمیم نهایی به صورت مستقل به وسیله این سازمان گرفته خواهد شد.

مهلت ارسال مدارک تا ۳۱ ماه مارس است.

برای سایر اطلاعات و مدارک مورد نیاز به سایت سازمان مراجعه کنید.

موفق باشید.

Balatarin + نوشته شده در 10 Apr 2006ساعت 5:41 PM توسط انار

۱. انگیزه نوشتن این مطالب مربوط به سقط جنین را پست پرستو ایجاد کرد و نظراتش. من در آنجا هم به طور خلاصه نظرم را گفته بودم بنابراین اگربخشهایی تکراری است به خوبی خودتان ببخشید.

۲. به عقیده شخص من بحث سقط جنین دو حوزه اجتماعی و شخصی دارد که کاملا مجزا هستند. یعنی این سئوال که " آیا در جامعه از نظر قانونی باید سقط جنین آزاد باشد و در چه حد؟" خیلی ربطی به این سئوال ندارد که "آیا سقط جنین کاری غلط/غیر اخلاقی  است؟" البته در یک صورت میتوان این دو مساله را مرتبط کردم و آن هم اینست که تا چه حد قوانین ما باید اخلاقی باشند؟ مثلا جمهوری اسلامی را میشود مثالی از این دست مطرح کرد. من فکر میکنم که قوانین باید طوری وضع شوند که به نفع اجتماع باشند. انگیزه ام هم از تحقیقی که برای پست سقط جنین و جامعه کردم همین بود و نتیجه گرفتم که به نفع اجتماع است که سقط جنین آزاد باشد و به انتخاب زنان واگذار شود(حد اقل تا حدود زیادی نه مثل مواردی که فقط در خطر بودن جان مادر قابل قبول است). 


ادامه مطلب
Balatarin + نوشته شده در 9 Apr 2006ساعت 4:57 PM توسط انار

من در این پست تلاش کرده ام تا اثرات تصویب آزادی حق سقط جنین برای مادران را در جامعه نشان دهم.  این نکته که آیا از نظر شخصی سقط جنین کار درستی است یا نه موضوع این پست نیست. به دلیل وبلاگی بودن این مطلب سعی کرده ام تا حد امکان خلاصه باشد.سعی کرده ام فقط مواردی را ذکر کنم که با بیش از یک تحقیق ثابت شده بود.به موردی مانند سقط جنین کودکان دختر در هندنپرداخته ام چون آنرا اثر فرهنگ غلط آن سامان دیدم و نه اثر مستقیم آزاد کردن سقط جنین. اما اینجا ذکر میکنم که مقاله کامل باشد. 

 

مقدمه:

اولین قانونهای مربوط به سقط جنین در ایالات متحده امریکا مربوط به سالهای 1820 میشوند که سقط جنین را بعد از چهار ماهگی ممنوع میداشتند. با تلاش پزشکان، انجمن پزشکی آمریکا و قانونگزاران تا سالهای 1900 اکثر موارد سقط جنین غیر قانونی اعلام شد. حتی پاره ای از فمینیستهای پیشرو مانند سوزان آنتونی هم با سقط جنین، به خاطر خطراتش برای زنان، مخالف بودند. بعدها فمینیستها از روشهای موثر و امن پیشگیری که فراهم شده بود به عنوان جایگزینی به جای سقط جنین حمایت کردند. تا سال 1965 تمام 50 ایالت آمریکا سقط جنین را مگر در موارد خاص ممنوع اعلام کردند. این موارد خاص در ایالات مختلف متفاوت بود و شامل خطر جانی برای مادر، حاملگی در موارد تجاوز یا زنای با محارم و نقص جنین بود. اما در سال 1973 حکم مربوط به زنی از تگزاس* در باره سقط جنین به دادگاه عالی آمریکا ارجاع داده شد و دادگاه عالی بر اساس بند نهم قانون اساسی، اصل حفاظت از حریم خصوصی افراد، اکثر قوانین ایالتی سقط جنین را برخلاف قانون اساسی اعلام کرد. بر اساس تصمیم دادگاه هرگونه دخالت ایالات در سه ماهه اول حاملگی ممنوع بوده و ایالات تنها محدودیتهایی برای سه ماهه دوم و سوم حاملگی، برای حفاظت از جان مادر،  میتوانند قائل شوند. این تصمیم اگرچه حمایت عده زیادی را به همراه داشت اما با مخالفت سرسخت کلیسای کاتولیک روبرو شد.  برخورد بین دو گروه مخالف و موافق این تصمیم که منجر به تشکیل گروههای "حامی زندگی" و "حامی انتخاب" گشته است تا به امروز ادامه دارد. (وب سایت)

 

شکل 1- نقشه جهان بر حسب آزادی سقط جنین

امروزه بیش از 26 درصد مردم دنیا در کشورهایی زندگی میکنند که یا سقط جنین به کلی ممنوع است یا تنها در مواردخیلی خاص اجازه داده میشود. شکل شماره یک نقشه جهان را بر اساس آزادی قوانین سقط جنین نشان میدهد.

 

 

 


ادامه مطلب
Balatarin + نوشته شده در 9 Apr 2006ساعت 11:25 AM توسط انار

کسی میدونه آیا این انجمن غيردولتي زنان مدير كارآفرين  وب سایتی داره؟ جایی هست که راجع به کارهاشون چیزی نوشته باشه؟گزارش های همایش هاشون در وب سایتی هست؟ به جز همایش دیگه چه کار میکنند؟

Balatarin + نوشته شده در 4 Apr 2006ساعت 10:9 PM توسط انار

چشمام ضعیف شده پول هم موجود نیست برم شماره جدید بگیرم و عینک. حد اقل ۲۰۰ دلاری تموم میشه. اونم تازه برای اینکه همین عینک الانم رو شیشه جدید میندازه وگرنه که بیشتر میشد.

یه سئوال: من به شما هرچیز میدهم...اون هرچیز چرا باید یه دونه ی آخرش داشته باشه(هرچیزی) تا به گوش درست بیا؟ کتاب "پ" بدون ی نوشته و من نمیدونستم چرا غلطه!

پ.ن.سئوالم اینه که ترجمه I give you everything به نظر من یا میشه من به شما همه چیز میدهم یا من به شما هرچیزی میدهم. به نظرم من به شما هرچیز میدهم غلط میاد. اما "پ" میگه کتابم اینجور نوشته..تو دلیلت چیه؟ منم نمیدونم دلیل علمی اینکه من به نظرم "من به شما هر چیز میدهم" غلطه چیه...گفتم شما شاید بدونین.

Balatarin + نوشته شده در 30 Mar 2006ساعت 10:4 AM توسط انار

از سال ۱۹۸۷بانک جهانی با همکاری دولت ژاپن یه بورسی میده به نام JJ/WBGS Program. اگر همین الان پذیرش فوق لیسانس توی دستتون هست یا برنامه دارین که برای سال دیگه اقدام کنید شرایط زیر رو با دقت بخونید. اگه واجد شرایط هستید برای سال تحصیلی ۲۰۰۶-۲۰۰۷ تا روز ۳۱ مارس که دو روز دیگه است وقت دارید فرمها رو پر کنید. چون آنلاین هم میشه تقاضا کرد شاید هنوز به درد بعضی ها بخوره. مطمئنم برای سال دیگه به درد خیلی ها میخوره.

بورس شامل شهریه کامل٬ بیمه و کمک هزینه زندگی هست اما خانواده رو شامل نمیشه.

 

 


ادامه مطلب
Balatarin + نوشته شده در 28 Mar 2006ساعت 10:27 PM توسط انار

من لازم میدونم یه دو کلام راجع به این حرفم که تو ایران آدم با هوش کمه توضیح بدم. برادرم٬ خواهرم٬ من هیچ وقت نگفتم *من* با هوشم. شما که پست رو نخونده میایی میخواهی منو ارشاد کنی این دفعه رو درست بخون. نوشته ام: "میگند کار کردن با آدمهای با هوش و موفق تو رو هم با هوش و موفق میکنه. خیلی ساده: ما آدمهای با هوش و موفق و با انگیزه تو ایران خیلی کم داریم. و چون سیستم غلطه همین ها هم به سختی ممکنه همدیگر رو پیدا کنند."...

چند تا واقعیت در مورد ایران هست:

۱. در سه نسل (بعد از انقلاب٬ در زمان جنگ٬ و زمان ما) خیلی از افرادی که میتونستند از ایران خارج شدند. اکثر این مهاجرین نه به دلایل اقتصادی و فقر بلکه به دلایل سیاسی و اجتماعی مهاجرت کردند. خیلی ها هم می توانستند و ماندند اما آنهایی که رفته اند اکثرا آدمهای باارزشی برای مملکت بودند. این نقض این مساله نیست که خیلی آدمهای با هوش هم مانده اند.

۲. سیستم تحصیلی و کاری و اجتماعی ایران آدمها رو خلاق بار نمیاره. به زنها حکم نمیکنه که باید وارد اجتماع بشند و کار کنند. همین یعنی منفعل بار آوردن نصف جمعیت. خیلی از زنهایی هم که کار میکنند فقط دارند کار میکنند اما زندگی شغلیشون براشون مهم نیست. به قول اینا job دارند اما career ندارند. برای همین افرادی هم که کار میکنند خلاقیت و موفقیت و هدف چیدن نه الزاما ارزش محسوب میشه و نه تعلیم داده میشه. مدیران ما اکثرا تجربی مدیر هستند و علم به کاری که میکنند ندارند. افراد بر اساس رابطه و نه لیاقت بر سر کار میرند. بنا براین وقت و انرژی زیادی برای تربیت دوباره افرادی که در جای دیگری برای کار دیگری تربیت شده اند صرف میشه و مدیر تجربی ما حتی اگر هم بخواد علم اینو نداره که چطور نیروی مناسب و با انگیزه رو پیدا کنه و اگر هم پیدا کرد چطور خلاقیت و تعهد کاری و هزار حسن لازم دیگر رو در وجود این آدم پرورش بده. کل سیستم از بی هدفی رنجوره. از صدقه سر پول نفت مملکت بدون سیستم و برنامه ریزی صحیح میچرخه.

۳. چینین سیستمی بیماره. یک سیستم صحیح طوری کار میکنه که تلاش طبیعی آدمها که برای بالا بردن مطلوبیت شخصیشون هست به پیشرفت سیستم منتهی بشه. اینجا اگر فرض کنیم مطلوبیت آدمها با یادگیری در سر کار٬ راست گویی٬ صراحت و صداقت در کار و جامعه بالا میره باید نتیجه بگیریم که جامعه دقیقا آدمها رو مجبور میکنه که در خلاف جهت مطلوبیتشون گام بردارند. آدمها یا این کار رو نمیکنند و مهاجرت میکنند یا مجبور میشند تن بدن که در دراز مدت خودشون سرخورده و بی انگیزه میشند.علاوه بر این تو یه سیستم صحیح سیستم یه آدمها نیرو و انگیزه میده اما تو یه سیستم غلط این آدمها هستند که باید دائما به محیط اطراف نیرو تزریق کنند یا دچار یاس و سرخوردگی بشند. خیلی از ادمهایی که وجودشون به سیستم ایران میبایست نیرو تزریق میکرده مهاجرت کرده اند. کمبود این آدمها به این راحتی ها جبران پذیر نیست. سیستمی که آدمها رو از خودش میرونه تو دور باطلی گیر میکنه که به این راحتی ها نمیشه ازش بیرون آمد.

 ۴. من به حرفی که اون بالا زدم اعتقاد دارم...نشست و برخاست با آدمهای با هوش و موفق آدم رو باهوش و موفق میکنه. الگوی خوب خیلی خوبه. اکثر ماها قسمت اعظم کارهامون رو با الگو برداری انجام میدیم. علاوه بر اون همونطور که در شماره ۳ توضیح دادم سیستم جایی که درست کار میکنه ادمها رو در مسیر پیشرفت هل میده چون پیشرفت افراد یعنی پیشرفت جامعه. به خاطر همین دوتا دلیله که من فکر میکنم حتی آدمهای معمولی هم وقتی وارد جایی مثل کشورهای پیشرفته میشند خیلی خوب کار میکنند و موفق خواهند بود. من هم دقیقا خودم رو یکی از همین افراد میدونم. آدم با هوشی هستم اما موفقیت و با انگیزه بودن امروزم رو مدیون جامعه آمریکا هستم و نه هوش خودم. من گفته ام توی ایران آدمهای با هوش و موفق و با انگیزه کم هستند و اینها هم همدیگر رو سخت پیدا میکنند. الان هم دوباره میگم. اصلا بحث هوش من نیست. بحث سیستم غلطیه که آدمهای خیلی با هوش رو تا سطح یه آدم معمولی فرسوده میکنه و به آدمهای معمولی حتی فرصت و انگیزه رشد نمیده. من مطمئن نیستم دوباره بخوام به اون سیستم برگردم.

Balatarin + نوشته شده در 28 Mar 2006ساعت 10:7 AM توسط انار

کارگزار بورس اوراق بهادار تهران به عربی میشه سمسار بورسهٌ طهران. خانوم خانه دار میشه: ربت منزل. ساعت نه و بیست و پنج رو میخونند: نه و نیم پنج دقیقه کم!

میبخشین وقت ندارم الان پست طولانی بنویسم.

 

Balatarin + نوشته شده در 27 Mar 2006ساعت 8:48 PM توسط انار