پ.ن. اینو نمیدونم چرا یادم رفته بوذ...وقتی میخوام تلفن حرف بزنم اگه بیشتر از دو کلمه سریع باشه حتما باید تو اطاق تنها باشم وگرنه سختمه...حالا نه اینکه نخوام کسی بشنوه ها! ماشاالله صدام انقدر بلنده که بخوام هم نمیتونم یه جوری حرف بزنم بقیه نشنوند.
پ.ن. ظاهرا تنها خبری که کمی به این خبر شباهت داره این خبر روزنامه شرقه که البته از اساس اصلا چیز دیگریست!
پ.ن.۲. یاهو نیوز از قول عماد افروغ و موریس معتمد نماینده یهودی مجلس خبر را تکذیب کرده :
In Tehran, legislator Emad Afroogh, who sponsored the bill and chairs the parliament's cultural committee, told The Associated Press on Friday there was no truth to the Canadian newspaper report.
"It's a sheer lie. The rumors about this are worthless," he said.
Afroogh said the bill seeks only to make women dress more conservatively and avoid Western fashions.
"The bill is not related to minorities. It is only about clothing," he said. "Please tell them (in the West) to check the details of the bill. There is no mention of religious minorities and their clothing in the bill," he said.
Iranian Jewish lawmaker Morris Motamed told the AP: "Such a plan has never been proposed or discussed in parliament. Such news, which appeared abroad, is an insult to religious minorities here."
Real Time with Bill Maher: Rice Erroneous
پ.ن. اون قسمت Opening Sketch هم خنده داره ها!من اینها رو دوست داشتم:
Flammable Flags, Hybrid Electric Burning Cross, The new NSAT&TBC
پ.ن.(اینم در جواب آبی که پرسیده بود برای چی میخواهی بدونی) والا فکر کردم اینهمه که این دینو میزنند تو سر زنها و برای هر ذره زندگیشون قانون تعیین میکنند اگه یه فمینیست مسلمونی واقعا میخواد یه کاری بکنه باید خودش بره مجتهد بشه و مرجه تقلید و اینجوری حق رای برای زنها ایجاد کنه...ظاهرا آقایون قبل از من به ذهنشون رسیده بوده و راه رو بسته اند. حق هم دارند ..یهو یه زنی مرجع تقلید بشه و بگه نصف این برداشتهای شما از اسلام با زمانه نمیخونه و چهار تا زن هم بیفتن دنبالش دیگه ستون واسه اسلام نمیمونه که...از اول فکرش رو کرده اند...راجع به زنها دائم حکم اسلامی میدن اما هیچ زنی حق نداره تا ته دینش رو بره...واقعا که! حالا چرا زنها نمیتونند قاضی بشند؟ مرجع تقلید بشند؟ دلیل اسلامیش چیه؟
از الان تا وقتی این دکترا رو بزام و کار پیدا کنم اینجا بیشتر از همین پستهای پیزوری نمیتونم بنویسم...شرمنده روی گلتان! میخواهید هر بیست تا پست رو جمع کنید یکجا بخوانید که وقتتان کمتر تلف شود.
یه چند نفر به من گفتند این سایت peoi.org فیلتره...برای شما هم فیلتره؟ تازگی ها مثل اینکه باید فرض کنیم همه چیز فیلتره مگر خلافش ثابت بشه.
این جمعه برای اولین بار در عمرم رفتم استادیوم و بازی بیس بال دیدم...نروید! نکنید! خدا از این بازی کسالت آور تر خلق نکرده...تمام دو ساعت چهار تا آدم گوشه زمین وایساده اند و زل زده اند به هم...حداقل توی فوتبال آمریکایی یک کتکی همدیگر را میزنند آدم خوابش نگیره...واه واه! بیخود نیست همه این بازی کن های بیس بال تا سن بالا و شکم حاج آقایی هنوز بازی میکنند...انرژیی نمیخواست اینکه من دیدم! تازه این بازی NY Yankees بود تو استادیوم مشهورشون با ۴۷ هزار تا تماشاگر.
دوم٬ کار طراحی وب سایت بنا به گزارش داوطلبمون تموم شده و من عکساش رو که دیدم خیلی هم شیک شده بود. طراحمون گفته که اسم سایت طولانیه: بانک اطلاعاتی تحصیلات تکمیلی در خارج از کشور...شما پیشنهادی ندارید؟ پیاده " بانک اطلاعاتی تحصیلات برون مرزی " رو پیشنهاد داد...میشه یه تک پا واسه من نظر بگذارید در مورد اسم سایت؟
سوم٬ پسر خاله مرنو خان بچه که بود دنبال دمش میکرد. یه کم که بزرگتر شد دمش یادش رفت و کش سرهای منو "شکار میکرد" (واقعیتش این بود که همه اش رو دونه دونه به دندون میگرفت میبرد زیر گلیم قایم میکرد) بعد که بزرگتر شد اونم یادش رفت و با این نخهایی که کیسه نون رو باهاش میبندیم بازی میکرد(میشه از صبح دور از جون شما عین خلها اینو بگیره دهنش راه بره تا شب) ...من امیدوار بودم که الان که یک سالش شده کم کم یک بلوغ ذهنی پیدا کنه و بره دنبال موش و ملخ و عنکبوت گرفتن...پریروز دیدم دوباره داره دنبال دمش میکنه٬ امروز هم دیدم دوباره کش سر شکار کرده...میترسم نکنه بچه همینجور تو دایره بمونه ذهنش...
پ:انار جان٬ چه وقت است؟
من:It is 10:30 but you have to say
ساعت چند است...
پ:what?!
من: (با دودلی) والا...ساعت is clock or watch, چند means how many or how much...(است رو خودش بلده)
اینجا بود که زد زیر خنده که شما ها چرا به جای اینکه بپرسین زمان چیه از طرف میپرسین " چند تا ساعت داری؟*"!!! خیلی زبان مشکلی داریم ها!
*How many clocks do have?
پ.ن.۱. گفتم "پ" همه الفبا را یاد گرفته؟ خیلی هم تلاش میکند که جمله بسازد...فکر کنم از اولین جمله هایی که ساخت سر میز غذا بود...بعد از درس اضافه.." آبم گرم است "...کلی وقت صرف شد تا این فرهنگ محلی را توضیح دادیم که اگر شما بگویی "آبم" ذهن به تنها جایی که نمیرود این آب توی لیوان است...خداییش این نکته های ریز را آدم تا مواجه نشود نمیفهمد...صبحانه تخم نمیخواهی..آب توی لیوان مال هیچ کس نیست...خیلی زبان مشکلی داریم.
۲. اهالی وبلاگستان٬ ما که غریبه ایم اما چه کردید با این خورشید خانوم که اینطوری دلش رو شکستید؟
۳. یادتونه راجع به مصوبه شورای دانشجویی کرنل گفتم؟ هفته پیش شال و کلاه کردیم و به عنوان مخالفت تی شرت قرمز پوشیدیم و خلاصه اعضای انجمن بعد از دو ساعت بحث رای نهایی رو به این پنج شنبه که میاد انداختن...الان همه جا موضوع بحثه. توی روزنامه هم به نظرخواهی گذاشته اند( روی هر رنگی کلیک کنید میگه مربوط به چه گزینه ای هست) حالا دوباره پنج شنبه با پلاکارد بریم وایسیم ببینیم چی میشه. این چند وقته من خیلی اذیت شده ام به خاطر ایرانی بودنم...اون از باز جویی های اف بی آی از ایرونی ها...آفیسم رو هم عوض کردم به خاطر اینکه عملا این دانشجوهای آمریکایی جدید از من پرهیز میکردند (تنها حرفی که عملا باهم زدیم همین سئواله بود که روز دوم یکیشون کرد) و میشد که یک صبح تا شب اونجا نشسته باشم و کسی با من حرف نزنه و حالا هم که این...این آخری خیلی اثر بدی روم داشت به خاطر اینکه یه جورایی انگار دانشگاه بخواد روی همه این رفتارهای فردی مهر تایید بزنه..البته اینم رفتار دانشجوییه و اصولا دانشگاه نمیتونه به انجمن دانشجویی بگه چی تصویب کنند و چی نکنند...این فقط نشون میده که این چند وقته چقدر داره جو خراب تر میشه...یه مزه تلخ طرد شدن از هفته پیش تو دهنمه که نمیره. ای کاش تصویب نشه.
پ.ن.۱. برای اونایی که نمیدونند٬ "پ" اهل هندوستانه و دینش هم هندو و خودش هم اساسی گیاهخواره و در ضمن خیلی هم آدم مرتبیه و آشپزی هم میکنه...منم هیچ کدوم این خصوصیات رو ندارم!
پ.ن. ۲.لازمه بگم که تعداد آمریکایی فهمیده یک عالمه بیشتر از اونهایی است که این موارد رو به وجود میارن؟ مشکل اینه که هیچ کدوم این موارد تا حالا تو این پنج سال نبوده و حالا ظرف چند ماه اخیر همه اش داره پیش میاد. اگر بدونید من این چند وقته از عصبانیت و استیصال چقدر گریه کرده ام...به سرم زده بود زنگ بزنم نهاد ریاست جمهوری و رهبری و... متن مصوبه رو بخونم براشون بگم ببین حتی تو دانشگاهها هم دارند شروع میکنند کمپین کردن...تو رو خدا مواظب مملکت من باشین. امانته دستتون...گوش نمیدهند که!
من الان با موسسه Professional Education Organization International به عنوان مترجم همکاری میکنم. همینطور که در وب سایت موسسه میبینید این یک نهاد آموزشی هست که همه ماها داریم توش به صورت داوطلب کار میکنیم..از موسسش بگیر تا مترجم و نویسنده و غیره. هدفش هم فراهم کردن درسهای دانشگاهی به صورت آنلاین و با کیفیت خوب برای دانشجوهای کشورهای در حال توسعه است. این وب سایت تا حالا به هشت زبان مختلف ارائه شده و گروه ما داره تلاش میکنه تا بخش فارسیش رو راه بندازه. مشکل اصلی که الان باهاش مواجهیم ایجاد تغییرات مناسب توی کدهای html هست که صفحات برای بخش فارسی مناسب باشند. روی همین حساب بنا به پیشنهاد من جان٬ موسس این وب سایت٬ یه تبلیغ گذاشت برای کسانی که انگلیسیشون خوب باشه و کار کردن با صفحات فارسی رو هم بلد باشند. حالا اگر شما فکر میکنید که حتی انگلیسی متوسطی هم (در حد خوندن ایمیل ساده) دارید اما انگیزه و معلوماتش رو دارید حتما پا پیش بگذارید. حتی اگر اصول اولیه رو هم یاد جان بدید از یه جایی به بعد خودش میتونه به عهده بگیره. یه کار دیگه هم که خیلی نیرو لازم داریم همون کار ترجمه است که فعلا تنها کار زبان فارسی سازمان ملل هم هست(آنلاین). الان گروه ما فقط ۹ نفره و همونطور که میبینید هنوز واسه ۲۴ نفر دیگه کار هست.
اگر دوست داشتید برای این دوتا کار تقاضا بفرستید میتونید بگید تا من به جان شخصا یک ایمیل بزنم و توصیه کنم که حتما قبولتون کنه. البته اون که از خداشه...فقط زودتر کارتون راه میفته و جان هم به فواید وبلاگ فارسی من پی میبره!
توهم توطئه هم که توضیح دادن ندارد.
الان که واکنشهای گروههای ناراضی نگویم اما ناخوشحال از اجازه یافتن زنان به استادیوم را میبینم به نظرم در یکی از این دو طبقه بندی جای دارند...این راه یافتن به استادیوم را من یک قدم میبینم از هزاران قدمی که باید برای احقاق برابری زنان در ایران برداشته شود. قدم خیلی بزرگی ممکن است نباشد اما قدمیست. بهتر نیست به جای اینکه وقت صرف کنیم که " چه شد این امتیاز را به ما دادند؟ حتما کاسه ای زیر نیم کاسه است!" یا "چرا این را به روش مردانه به ما دادند؟ این امتیاز در مقابل این همه بدبختی دیگر چه اهمیتی دارد؟" فکر کنیم که چه کار کنیم که این امتیاز را پس نگیرند؟ این اولین بار نیست که در ایران به مردم امتیاز سیاسی میدهند...اولین بار هم نیست که به حمایت زنان احتیاج دارند اما الان برخلاف گذشته مجبور شده اند یک امتیازی بدهند که شعار نیست...نمود بیرونی دارد...با این امتیاز میشود واقعا کاری کرد...میشود واقعا رفت و در استادیوم نشست...خوب این مهم است. باید دو دستی چسبیدش. بعد هم این برای خود فعالین زنان میدانید چقدر مهم است؟ یک سنت ۲۵ ساله را شکستند. اگر پی گیری آنها نبود این امتیاز را نمیدادند...برای جلب حمایت مردمی شاید امتیاز دیگری میدادند اما این نبود کما اینکه تمام این سالها اجازه نداده بودند. شاید از روی همین الگو سازی کنند و دفعه بعد وسط دعوای سیاسی یکی دیگر از حقوقشان٬ حقوقمان را بگیرند . شاید جرات کنند و این دفعه راجع به مسائل اساسی تر هم حرف بزنند. شاید این موفقیت بهشان جرات بدهد که صدایشان را متحد تر و بلند تر کنند و دفعه بعدی که کتک میخورند حد اقل با امید بیشتری کتک بخورند.
من فکر میکنم باید تشویقشان کرد. من بهشان تبریک میگویم. هدفی تعیین کردند. برای رسیدن به آن هدف تلاش مستمر کردند و به هدفشان رسیدند. این نه برای هر جنبشی که حتی برای هر آدمی جای تبریک دارد. هر مدیری میداند که هر هدف بزرگی را برای دستیابی به بخشهای کوچک تقسیم باید کرد. این بخش را گرفتید؟ نوش جانتان...نقاط قوتتان را الگو سازی کنید و از منفی ها درس بگیرید و بروید برای بعدی ها...این را هم دو دستی بچسبید و مواظب باشید که پس نگیرندش.
*پ.ن. gadfly عزیز معادل perfectionist رو ایده آلیست پیشنهاد کرده که به نظر من خیلی بهتر از کلمه کمال گراست. کمال یه مفهوم شخصیتی داره که اینجا اصلا منظور نیست. البته من ایده آلیست رو هم بهترین معادل نمیدونم اما از کمال گرا بهتره. حداقل ایده آلیست داره دنبال یه چیز ایده آل میگرده.
۲. یک مشکلی گیر کرده ام که باید حل بشه و اونم اینه که توی word وقتی وسط متن فارسی میخوام کلمات انگلیسی تایپ کنم انگلیسیه میپره سر جمله و کل نظم خط رو به هم میریزه. من برای آماده کردن متن های وب سایت باید بتونم فارسی و انگلیسی رو در هم تایپ کنم. مرا دریابید!
۳. Student Assembly دانشگاه داره یه مصوبه میده که از دولت بوش برای "هر گونه اقدام بر علیه برنامه اتمی ایران" حمایت کنه! یعنی حتی از بمباران اتمی ایران! من اگر نمیدونستم کجا هستم فکر میکردم تو یه داهاتی دارم درس میخونم که افرادش فقط فاکس نیوز میبینند! من نمیدونم کرنل چرا به این وضع افتاده! وحشتناکه...اگه این تصویب بشه یعنی این انجمن دانشجویی تو کار سیاست خارجی امریکا که هیچ ربطی به لیست وظایفشون نداره دخالت کرده و بعد هم عملا یعنی مخالفت با هرگونه سیاسیت غیر ایران نمیشه کرد! ما که رفتیم پتیشن مخالفت رو امضا کردیم...فردا برم سر کار ببینم چند تا امضا میتونم جمع کنم...پنج شنبه میزارن به رای..گرفتاری شدیم ها! اون امضای نفر آخر منو کشته! یه جورایی دود از کله ام داره بلند میشه از عصبانیت.
... contribution as in your contribution to this site
... Records as in all the student records in this site
Case as in cases in the court
پیشنهادی ندارید؟