تبليغاتX
افکار

خوب من به عنوان آخرین اقدام سال ۱۳۸۵ باعث افتخارمه که بگم "پذیرش" با مطالب جدید و به کمک داوطلبهای جدید و قدیمی به روز شده.

بخش گفتگوی ماه رو با علی مستشاری داشتیم که واقعا لطف کرد و برامون وقت گذاشت و با روی باز با "پذیرش" مصاحبه کرد. من واقعا ازش ممنونم.

در بین داوطلبین جدید علی الخصوص میخوام از پرستوی عزیز تشکر کنم به خاطر اینکه علی رغم کار و مشغولیت زیاد مسئولیت ویراستاری سایت رو برعهده گرفته و به مرور داره متنهای قدیمی و جدید رو برامون تصحیح میکنه.

در این فاز مطالبی به بخشهای اروپا و کانادا اضافه شده و سعی کردیم بخش مربوط به آمریکا رو کاملتر کنیم. اگر شما در هر کدوم از این بخشها میتونید بهمون کمک کنید خواهش میکنم حتما با ما به آدرس volunteer@paziresh.info تماس بگیرید. علی الخصوص در بخشهای زیر احتیاج به کمک داریم:

۱. هرکدام از شهرها یا دانشگاههای آمریکا که در این لیست قرار ندارند.
۲. مقاله در مورد تقاضا کردن برای رشته های مختلف در آمریکا مثل حقوق٬ پزشکی٬ بیزنس٬ انواع رشته های علوم انسانی و هنر. برای دیدن مقالات نمونه میتونید به این مقاله که توسط روزبه نوشته شده مراجعه کنید.
۳. در بخش اروپا ما در حالت ایده آل احتیاج داریم که شبیه اونچه که برای آمریکا درست کرده ایم برای اکثر کشورها داشته باشیم. به عبارت دیگه بخش پرسشهای رایج٬ معرفی شهرها و دانشگاههای مطرح٬ مقالات مفید٬ و بورسهای تحصیلی. خواهش میکنم اگر میتونید به ما کمک کنید همت کنید و آستین بالا بزنید و دانسته هاتون رو با ما شریک بشید.
۴. کشورهای هند و استرالیا جزو بخشهای بعدی هستند که باید راه بیفتند. اگر در این کشورها دانشجو هستید یا بوده اید یا حتی سکونت دارید لطفا با ما تماس بگیرید.

باز هم دلم میخواد متذکر بشم که وب سایت "پذیرش" یک کار صد در صد داوطلبانه است که هیچ منفعت مادی برای هیچ کدام از داوطلبینش نداره و فقط و فقط از روی احساس وظیفه و با هدف انتقال تجربه و دانش ایجاد شده. زنده بودن این وب سایت مشروط بر به روز بودن مطالبش و افزایش تعداد کاربرانشه. من صمیمانه از شما خواهش میکنم که با ما همکاری کنید و با شریک شدن وقت و معلوماتتون به ایجاد یک مجموعه خوب برای سال پائینی ها و اونهایی که میخواهند راه شما رو ادامه بدن کمک کنید. اگر فکر میکنید کسی هست که میتونه به ما کمک کنه حتما ازش درخواست کنید و درنهایت خواهش میکنم به وب سایت لینک بدید که رتبه بندیش در گوگل بالاتر بیاد و کاربران بیشتری پیدا کنه و این تعداد بیشتر خودش برای دیگران انگیزه همکاری ایجاد کنه.

پیشاپیش از وقت و کمک تک تکتون ممنونم. سال نو رو هم از ته دل بهتون تبریک میگم و امیدوارم برای همه سالی پر از آرامش و موفقیت و امید باشه. از نگرانی ها و دلتنگی ها هم نمیگم چون همه میدونیم .

Balatarin + نوشته شده در 19 Mar 2007ساعت 4:5 PM توسط انار

ما این آخر هفته کشف کردیم که خونه توماس ادیسون مخترع لامپ الکتریکی ( و یک عالمه چیزهای دیگه!) همین نیم ساعتی ما توی نیوجرسی است. من راستش فکر میکردم الان میرم یه خونه کوچیک میبینم که ادیسون تمام عمرش به کسب علم و دانش مشغول بوده...اشتباه میکردم! ظاهرا زن اول ادیسون در جوانی میمیره و ادیسون در ۳۴ سالگی با یه خانوم ۱۹ ساله به نام مینا میلر ازدواج میکنه. این خانه هدیه عروسی ادیسون به مینا بوده. ادیسون و مینا بچه ای نداشته اند و مینا سه تا بچه ادیسون رو که حاصل ازدواج اولش بوده بزرگ میکنه. خونه  یه عمارت بزرگ (mansion)  با ۲۳ تا اتاق توی ۱۳.۵ هکتار زمین بود و واقعا زیبا بود. دکوری که توی هر اتاق به کار رفته بود٬ جزئیات دکورها٬ رنگ چوبها٬ واقعا جای همتون خیلی خالی بود. ظاهرا خونه رو یه بنده خدایی داشته واسه خودش میساخته اما کمپانیش میفهمه که داشته پولهای کمپانی رو حیف و میل میکرده و در نتیجه مجبور میشه خونه رو بفروشه و پول کمپانی رو بده و در نتیجه ادیسون عمارت رو به قیمت خیلی خوبی میخره و به عنوان هدیه عروسی به زن جوانش میده....فکر میکنید یه همچین خونه ای رو چند خریده؟ نه جان من یه حدس بزنید! صد و بیست و پنج هزار دلار اون موقع پولش رو داده! و تازه ظاهرا خیلی هم مفت بوده!

کارخونه ادیسون هم توی همون شهر سه چهارتا کوچه اونورتر بود که ظاهرا این کارخونه یه واحد تحقیق و توسعه بزرگ هم داشته که توی آزمایشگاهش حدود ۲۰۰ نفر کار میکرده اند. متاسفانه آزمایشگاه برای تعمیر و نگهداری بسته بود و نتونستیم ببینیمش. و آخرین نکته هم اینکه ادیسون هفته ای ۶۰ تا ۱۰۰ ساعت کار میکرده.

من به نیت شماها کلی عکس گرفتم و چون سرزمین رویایی نوشته بود فلیکر از فیلتر درآمده گذاشتمش اونجا و برای عکسها هم توضیحات گذاشتم. خیلی از عکسها نسبتا تاریکه چون اجازه نداشتیم فلش دوربین رو استفاده کنیم و برای همین به نظر خود من حق مطلب رو ادا نمیکنند.

عکسها: خانه توماس آلوا ادیسون

برای اطلاعات بیشتر هم میتونید به این وب سایت سربزنید.

Balatarin + نوشته شده در 12 Mar 2007ساعت 2:52 PM توسط انار

300 the movie : من هنوز فیلم رو ندیده ام اما اگه یه چیزی شبیه اسکندر باشه که واویلاست. لگو فیش اینجا توضیحش رو داده. لینکهای بیشتر رو هم نویسنده سرزمین رویایی گذاشته.

پ.ن. من این وبلاگها رو اصلا نمیتونم این روزها باز کنم: زن نوشت٬ خورشید خانوم٬ امشاسپندان.  

Balatarin + نوشته شده در 9 Mar 2007ساعت 10:23 AM توسط انار

اسلاید و توضیحات دیده بان حقوق بشر.

لوا مرتب داره خبرها رو مینویسه. من خودم از اونجا دنبال میکنم.

Balatarin + نوشته شده در 7 Mar 2007ساعت 1:22 PM توسط انار

صبح امروز طبق فراخوان قبلی، عده ای از فعالان جنبش زنان ایران کنار در ورودی دادگاه انقلاب حضور پیدا کردند تا نسبت به روند غیر قانونی بازداشت، بازجویی و دادگاه فعالان جنبش زنان در یک سال گذشته اعتراض کنند.

بنا بر گفته حاضران بعد از حدود نیم ساعت از حضور افراد که پلاکاردهایی را در دست داشته و در سکوت تجمع کرده بودند، دو مامور نیروی انتظامی، یک مامور لباس شخصی و یک زن ملبس به چادر به سوی تجمع کنندگان آمدند و شروع به ناسزاگویی کرده و پلاکاردهای حاضران را پاره کردند. این ماموران تلفن همراه یکی از زنان را ضبط کرده و اعلام کردند که از بالا دستور آمده است زود محل را ترک کنید و ماشین های ماموران در راه هستند.

بنا بر آخرین اخبار، یک افسر نیروی انتظامی در حال کتک زدن، هول دادن و ناسزاگویی به زنان تجمع کننده است. و زنان را با جملاتی همچون " همه شما را از درخت آویزون می کنیم" و "همه تون را بازداشت می کنیم" تهدید می کنند.

این در حالی است که نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، شهلا انتصاری، فریبا داوودی مهاجر و سوسن طهماسبی همراه با وکلای خود داخل ساختمان شده اند تا جلسه رسیدگی به اتهامات آنها برگزار شود.

گزارش های تکمیلی ارسال خواهد شد.

خبر تکمیلی: ماموران مینی بوسی را آورده و تجمع کنندگان را با ضرب و شتم سوار مینی بوس می کنند.(منبع: زنستان)

مرتبط:(اگر کسی مطلبی نوشته لطفا لینکش رو بگذارید که من جمع کنم)

۱. اسامی دستگیر شدگان (پرستو جان خیلی نگرانتم)
۲. بازداشت شدگان به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند (زنستان)
۳. جزییات دستگیری صبح امروز فعالان جنبش زنان (کانون زنان ایرانی)
۴. خواهرانمان را آزاد کنید (الیزه)
۵. مجموعه لینکهای سولماز شریف (فراری)

Balatarin + نوشته شده در 4 Mar 2007ساعت 12:3 PM توسط انار

خانومی این واسه مسافرته یا وبلاگت رو بستی؟!!
Balatarin + نوشته شده در 3 Mar 2007ساعت 2:19 AM توسط انار

تازگی ها فکر میکنم استعداد دارم که منم یکی بشم مثل اپرا وینفری. فقط مونده ام با این مدرک دکترای مهندسی چکار کنم و اینکه برم ایران توی صدا و سیمایی که دولتیه بگم چی و خوب جزئیات پیش پا افتاده ای! مثل اینکه من هیچی در مورد روزنامه نگاری و مدیا و دوربین و شو تلویزیونی نمیدونم...اما از شوخی گذشته جدی این وبلاگها منو داره به این نتیجه میرسونه که میتونم انرژی رو کانالیزه کنم به طرف مخاطبم و یه فرقی ایجاد کنم با این حرفها و کنش و واکنشهای بین من و مخاطب. فقط موندم چه شغلی پیدا کنم که این استعداد و علاقه ام رو بشه توش با مدرک مهندسی و عشق اینکه تاثیر ماندگار داشته باشم  ترکیب کرد.

اینو اگه ندیدین سعی کنید سوم مارس ببینید. من اگه بتونم همچین کارهایی رو برای ایران/خاور میانه بکنم سرم رو راحت میذارم میمیرم.

پ.ن. عصبانیم! اینو اولش بگم که معلوم باشه. این یعنی چی نازلی؟ یعنی من باید چه برداشتی کنم از این متن تو؟ با حسین درخشان یا هرکس دیگه مشکل داری برای من مهم نیست اما من  توی این محیط همونطور که احترام همه رو دارم اجازه نمیدم کسی منو مسخره کنه. راجع به حرفی هم که توی این پست زدم اصلا شوخی نداشتم و جدی داشتم میگفتم. کدوم دموکراسی؟ کدوم امپراتوری؟ کدوم انقلاب؟! اصلا میخونی متنهایی رو مردم مینویسند یا فقط دنبال سوژه میگردی که مسخره کنی؟ خیلی عصبانیم و جدا امیدوارم که توضیح خوبی داشته باشی یا اشتباه برداشت کرده باشی. 

پ.ن. نظر خواهی رو بستم چون دیدم به جهت خوبی داره پیش نمیره.

پ.ن. نظر خواهی رو باز میذارم اما اینجا اگه احساس کنم کسی اومده خورده حسابشو با کس دیگه ای پاک کنه نظرش رو پاک میکنم. از خود من خواستین انتقاد کنین ممنون هم میشم. ایشالا که سازنده.

Balatarin + نوشته شده در 28 Feb 2007ساعت 0:2 AM توسط انار

تحقیقات نشون داده موفق ترین آدمها اونهایی هستند که یک هوش متوسط دارند اما یک دیسیپلین و انضباط فوق العاده.

پ.ن. تمرین دیسیپلین رو بهتر میکنه. دیسپلین اکتسابیه نه مادرزادی...جای امید هست!

 

Balatarin + نوشته شده در 24 Feb 2007ساعت 2:29 PM توسط انار

من این پست ژرفا رو که خوندم با خیلی جاهاش موافق بودم مخصوصا اونجایی که میگه میترسه روزی از همین اطلاعات برعلیه اش استفاده کنند. بعد دیدم افروز هم راجع بهش نوشته....گفتم من یه چند خطی فقط بنویسم که چرا این وبلاگ هست و من خیلی بهش اعتقاد دارم. من به سه دلیل خیلی مهم وبلاگم رو دوست دارم:

۱. خیلی از بحثهایی که اینجا بوده سئوالاتی بوده که من خودم باهاش درگیر بودم  و اینجا منعکس کردم و واقعا از جوابهایی که داده شد و بحثهایی که درگرفت خیلی خیلی یاد گرفتم. از بحث مهاجرت که این وبلاگ رو نسبتا مطرح کرد تا همین آخری که ازدواج بود. من جدا اعتقاد دارم که خواننده های خیلی خوب و متعهدی دارم و وقتی میام اینجا مینویسم جدا احساس میکنم که دارم از یه عده که واسه حرفشون احترام قائلم نظر میخوام.

۲. من خیلی دوستهای خوبی از طریق وبلاگ نویسی پیدا کردم. دوستایی که واقعا معتقدم اگه این وبلاگ نویسی نبود توی این پرت و پلایی ینگه دنیا هیچ وقت پیداشون نمیکردم.

۳. من شماها رو نمیدونم اما من با این وبلاگها کار انجام میدم. اگه این وبلاگ نبود هیچ وقت پذیرش سامون نمیگرفت و به این خوبی پیش نمیرفت. سایتی که من واقعا بهش افتخار میکنم و امیدوارم. و الان هم واقعا با افتخار از اون وبلاگ رژیم و ورزشم حرف میزنم واسه اینکه یه گروهی دور هم جمع شده ایم که تا همین الان که من اینا رو مینویسم ۲۸ نفریم و هر هفته بیشتر میشیم و باهم شروع کردیم که یه مسیری به یه زندگی سالم تر داشته باشیم و تا همین الان که پنج هفته از اولین دور هم جمع شدنمون گذشته این گروه بیشتر از ۱۰۰ پوند وزن کم کرده. بیشتر از ۱۰۰ پوند و تازه این به نظر من فقط لایه سطحی فرقیه که اون وبلاگ داره ایجاد میکنه....تحولی که این باهم بودن توی طرز فکرمون نسبت به غذا  و ورزش و سبک زندگی داره ایجاد میشه و حلقه حمایتی که برای هم درست کرده ایم به نظر من نمیشه ارزش گذاشت روش. خوب درمقابل این حالا ملت بدونند قد و وزن من چقدره یا بعضی روزهای بیام از ضعفهام غرغر کنم...به نظر خود من مهم نیست.

ضریب حساسیت افراد مختلف متفاوته. من پیش از این هم وبلاگ داشتم و اونجا چندین دفعه برخورد کردم با مواردی که آدمها نظرهای بی ادبانه میگذاشتند. من اعتقاد دارم اشکال از نوشتن من بوده. همیشه آدمهایی هستند که بالاخره بی شخصیت هستند یا میان میخوان خورده حسابشون رو با بقیه صاف کنند. من اون تیپ نظر ها رو پاک میکنم و به جاش توضیح میگذارم که چرا پاکش کردم. اما اعتقاد دارم اگه یه بحثی توی کامنت دونی خیلی شخصی و زشت شد اشکال از منه که نتونستم خوب مدیریت کنم. همه جا آدم خوب و بد هست به نظر من مهم مدیریت منه و اینکه ببینم دارم چی میدم و چی میگیرم.

همین! خواستم فقط گفته باشم که چرا مینویسم.

پ.ن. میشه یه تک پا برین این نظر سنجی رو پر کنید؟ همش چهارتا سئواله و ظاهرا مال دانشجوهای دانشگاه شریفه. اگه بخواهید بیشتر راجع بهشون بخونید میتونید یه سر اینجا بزنید. ممنون. ظاهرا فقط چهار روز دیگه وقت دارند. درنتیجه سریعتر پرکنید اگه قصدش رو دارید.

Balatarin + نوشته شده در 22 Feb 2007ساعت 11:40 PM توسط انار