تبليغاتX
افکار - روزمره/تولد

۱. خدایا عظمتت رو شکر در این شب عزیز که فردا ۲۸ ساله میشم ساعت دو نصف شب نشسته ام توی آفیس دانشگاه تحقیقات عالیه میکنم...هرچی هم بیشتر تحقیق میکنم کمتر جواب میگیرم...خدایا صبر ایوب رو هم اگر با این برنامه نوشتن و تحقیق دکترا میسنجیدی فکر نمیکنم قبول میشد. دمت گرم به خدا که فردا چه تولدی داریم...وایلد! به قول این خارجی ها. تا بوق سگ که اینجام...صبح باید برم با استاد گرامی چونه پول بزنم...عصر هم بمونم خونه که مامور میاد اینترنت رو وصل کنه...صفایی میکنیم...حداقل کاش شب برم از مغازه بغل خونه یه بستنی کم چربی٬ کم کالری٬ کم شکر بگیرم بخورم دلم باز بشه. (تبلیغ این بستنی ها رو زده دم در و من الان یه چند وقته فکر میکنم اینا که هیچی نداره مزه داره؟)

۲. فردا درست ۵ ساله که آمریکام.

۳. این مصاحبه باآقای احمدی نژاد خیلی بد بود. یعنی انقدر مصاحبه کننده بی ادب بود که پاک رفته بود روی روان من. تمام امروز من نظرات مردم رو توی CBS دنبال کردم. به نظر میاد برای اولین بار رییس جمهور مردمی یه چیزی نگفته که از فردا همه بخواند کاسه چه کنم دستشون بگیرند. در واقع به نظر خیلی ها تاثیر مثبت داشته و اتفاقا اینکه طرف خیلی هم بی ادب بوده و رییس جمهور ما با ادب و متین و خوش صحبت و کلی هم حرفهای گوگولی مگولی در مورد عشق زده به نظرشون خوب و قابل احترام اومده بود. اگر نظر بیطرف بنده رو بخواهید مصاحبه خیلی بدی بود ...معلوم بود که طرف اصلا نرفته در مورد ایران تحقیق کنه که بتونه دوتا سئوال جوندار بپرسه...هرچی پرسید همون چیزای کلیشه ای بود که هر آمریکایی به ذهنش میاد...خیلی بی ادبانه بود...و واضحا مصاحبه کننده بیطرف نبود. حالا اگر نظر ایرونی بنده رو بخواهید میگم این یکی از بیخ گوشمون گذشت. خدا به خیر کرد. پیشنهاد میدم آقای رییس جمهور به مشاورشون برای این مصاحبه یه پاداش اساسی بدن که این یکی حسابی سهامشون رو جابجا کرد.

۴. من کانادا رفتم. دم مرز کانادا اصلا اذیت نکردند. اول رفتیم اتاوا. خیلی قشنگ بود. چقدر ساختمونهاش زیباست واقعا. عین خونه عروسک میمونه. شهر تمیز و آروم بود. راستش برای من زیادی آروم بود. البته با سه روز که نمیشه نظر داد اما به دل من زیاد ننشست. بعدش هم یه شب کینگستون بودیم که آیدا رو ببینیم. اونم خیلی شهر کوچیک و آرومی بود. کلا این قسمت کانادا که من دیدم به نظرم مثل ادامه آمریکا اومد اما یواش تر. خیلی چیز متفاوتی از آمریکا به نظرم نیامد. همون روش زندگی٬ مغازه های شبیه اینجا...و واضح بود که پول تو آمریکا بیشتره. حالا خیلی دلم میخواد برم مونترال و تورنتو و کبک رو سر فرصت ببینم. خیلی امیدوارم که اونا متفاوت از آمریکا باشند. برگشتنه هم مشکلی نبود. ظاهرا با گرین کارت امنه رفت و آمد.

پ.ن. ساعت ۵:۳۰ صبح. این مسئول نظافت دانشکده اومده کله اش رو کرده از لای در تو میگه تو خونه نرفتی؟! برم ببینم میتونم یه عکس کیک تولد برای خودم پیدا کنم بگذارم اینجا...

پ.ن.۲.

پ.ن. ویدیوی مصاحبه آقای احمدی نژاد رو میتونید به صورت کامل اینجا ببینید.

Balatarin + نوشته شده در 15 Aug 2006ساعت 2:30 AM توسط انار