وقتایی که اینجا ترجمه میذارم یعنی دلم برای حرف زدن باهاتون تنگ شده اما نمیدونم چی بگم. اگر اینجا بودید میرفتیم این کافی شاپ این بغل قهوه گرون بد مزه میخوردیم و من یه خورده غرغر میکردم. بعد یک عالمه پشت سر بقیه وبلاگستان غیبت میکردیم و آخرش هم چون من حالم بهتر شده بود شما شروع میکردید حرف زدن و من گوش میدادم واسه اینکه من معمولا به جز وقتایی که حالم خوب نیست بیشتر گوش میدم.
استرس چیست؟
استرس فشاریست که بدن ما در هنگام تطابق با محیط دائما در حال تغییر اطرافمان تحمل میکند. استرس اثرات فیزیکی و احساسی دارد و میتواند احساسات مثبت یا منفی ایجاد کند. به عنوان یک اثر مثبت استرس میتواند ما را به تحرک وا دارد٬ هشیاری ما را بیشتر کند و دیدگاههای جالب و جدیدی برایمان به وجود آورد. به عنوان یک اثر منفی میتواند احساس بی اعتمادی٬ سرخوردگی٬ عصبانیت٬ یا افسردگی را به وجود بیاورد که به نوبه خود میتواند مشکلاتی مانند سردرد٬ دل پیچه٬ کهیر و جوش٬بیخوابی٬ زخم معده٬ فشار خون بالا٬ مرض قلب٬ و سکته را باعث شود. در زندگی در حالی که به مرگ عزیزان٬ تولد یک کودک٬ ترفیع شغلی٬ یا یک رابطه تازه خو میگیریم دچار استرس میشویم. در حین این پروسه عادت کردن به شرایط جدید بسته به عکس العمل ما استرس میتواند باعث کمک یا عقب افتادن ما شود.
چگونه میتوانم استرس را از زندگیم حذف کنم؟
همانطور که همه ما دیده ایم استرس مثبت به جذابیت و انتظار (anticipation) زندگی اضافه میکند و یک مقدار معینی استرس در زندگی هرکس باعث پیشرفت میشود. مهلت های تحویل کار٬ رقابت ها٬ رویارویی٬ و حتی احساس نا امیدی و غم باعث عمق و غنای زندگی میشوند. هدف ما به جای حذف کردن استرس از زندگی باید یاد گرفتن مدیریت آن باشد و اینکه چطور از آن برای کمک به خودمان استفاده کنیم. استرس کمتر از حد لازم عامل پریشانیست و ممکن است باعث شود بیحوصله و افسرده شویم. از طرف دیگر با استرس بیش از حد ممکن است احساس کنیم که "گیر افتاده ایم و راه فرار نداریم". کاری که لازم است بکنیم این است که یاد بگیریم مقدار بهینه(Optimal) استرس برایمان کدام است. مقداری که برایمان انگیزه ایجاد میکند اما زندگیمان را تحت الشعاع قرار ندهد.
من چطور بفهمم مقدار بهینه استرس برای من چقدر است؟
هیچ اندازه مشخصی به عنوان مقدار بهینه استرس برای همه وجود ندارد. همه ما افراد متفاوتی هستیم که نیازهای ویژه ای داریم. به همین خاطر چیزی که برای یک نفر استرس زا است ممکن است برای دیگری لذت بخش باشد. حتی زمانهایی که ما متفق القول اتفاقی را استرس زا میدانیم عکس العمل روانی و فیزیکی ما به آن اتفاق متفاوت است.
آدمی که اهل حل و فصل مشکلات و عوض کردن دائم فضای شغلش است در یک شغل امن و با روال کار روتین دچار اضطراب میشودو همینطور آدمی که در یک محیط با ثبات انگیزه پیدا میکند احتمالا در شغلی که شرح وظایفش متنوع است دچار استرس خواهد شد. علاوه بر این مقدار استرسی که هر کدام از ما میتوانیم تحمل کنیم قبل از اینکه دچار اضطراب شویم با نوع زندگی و سن ما هم تغییر میکند.
مطالعات نشان داده که اکثر بیماری ها مربوط به استرس های پنهان شده است. اگر شما نشانه های استرس را در خودتان میبینید و یا از حد استرس بهینه تان گذشته اید باید میزان استرس را در زندگیتان کم کنید و/یا قابلیت مدیریت استرس را در خودتان افزایش دهید.
چطور میتوانم استرس را بهتر مدیریت کنم؟
تشخیص دادن استرس آزاد نشده و آگاهی از اثراتش بر زندگی ما برای کاهش اثراتش کافی نیست. همانطور که منابع زیادی در زندگی تولید استرس میکنند راههای زیادی هم برای مدیریتش وجود دارد. اما همه این راهها نیازمند تلاش برای تغییر هستند: تغییر در منبع ایجاد کننده استرس و/ یا تغییر عکس العمل شما نسبت به آن. چگونه باید اقدام کنید؟ ( اونایی رو که فکر میکنم خودم باید روشون کار کنم بغلشون * گذاشته ام - انار)
1. بفهمید که چه چیزهایی استرس زا هستند و عکس العمل احساسی و فیزیکی شما به آنها چیست.
2. تعیین کنید که چه چیزهایی را میتوانید عوض کنید
3. از شدت واکنش احساسیتان به استرس کم کنید.
4. سعی کنید از شدت عکس العمل جسمی تان به استرس کم کنید.
5. بر آمادگی و ظرفیت بدنتان بیفزایید.(*)
6. بر آمادگی و ظرفیت احساسیتان بیفزایید.