تبليغاتX
افکار - آگاهی در روابط جنسی
لوا یه مطلبی نوشته که اگه تا حالا نخوندین توصیه میکنم حتما بخونید. یه چند تا نکته به نظر من رسید:

۱. به نظرم نوشته با اینکه میخواست این پیام رو برسونه که باید زنها از بدنشون لذت ببرند و در رابطه جنسیشون منفعل نباشند اما خود نوشته این هدف رو نقض میکرد. حتی لوا هم اینو از یه مرد یاد گرفته بود. کاش برامون مینوشت که نقش خودش به جز پیدا کردن یه مرد خوب چی بوده.

 ۲. اینکه با عدم آگاهی یه رابطه خوب برات ایجاد بشه به نظر من شانسه.من فکر میکنم توی رابطه های بین دوتا آدم اگر هردو طرف به بلوغ روانی لازم نرسیده باشند اصلا توانایی ایجاد یه رابطه خوب رو ندارند. آدمی که به بلوغ ذهنی لازم نرسیده باشه حتی اگه یه آدم خوب هم ببینه بینش درک و ظرفیت پذیرش اون آدم/رابطه رو نداره. توانایی ایجاد یک رابطه رو نداره. این درک و بینش هم خیلیش قبل از وارد شدن به رابطه و با خودشناسی به وجود میاد. شناختن اینکه کی هستی و چی میخواهی. به نظر من سکس هم به عنوان بخشی از رابطه از این قانون مستثنی نیست.

۳.   من وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم که شخصیت جنسی ام کاملا به طور هماهنگ با بقیه شخصیتم نمود داشته. اگر در زندگی جنسیم بلد نبودم نه بگم در بقیه حالات هم آدم متفاوتی نبوده ام. منظورم از نه گفتن هم حتی توی چیزی به سادگی اینکه  به طرف بتونم بگم توی فلان جمع از من توقع فلان جور رفتار رو نداشته باش. میخوام بگم نمیشه از هیچ آدمی توقع داشت در زندگی جنسیش آدم فعالی باشه وقتی در بقیه ارکان زندگیش ازش خواسته نشده از انفعال دربیاد. توی تختخواب یا وقتی هورمونهای ادم میزنه بالا هیچ تحولی توی شخصیت آدم داده نمیشه. آدمی که توی زندگی جنسیش بلد نیست به خواسته هاش احترام بگذاره احتمالا توی ابعاد دیگه هم کم و بیش همینجوریه. واسه همینه که من اعتقاد دارم که اولا اگر یه آدمی توی تخت آدم حسابی نبود باید بهش حسابی شک کرد و دوم اینکه واسه اینکه زندگی جنسی بهتری داشت باید بزرگ شد....از نظر شخصیتی باید رشد کرد و به بلوغ رسید.

۴. دانش٬ دانش٬ دانش. دانستن ذهن رو باز میکنه. من وقتی اومدم آمریکا یهو فهمیدم چقدر نمیدونم و به خاطر این ندونستن چقدر چرندیات رو قبول کرده ام. به نظر من برای داشتن یه زندگی جنسی سالم دانستن خیلی مهمه. بیولوژیک و آناتومی قطعا مهمه. مثلا اگر زوجی بدونند که دستگاه تناسلی زن یه فرق اساسی با مرد داره و اونم اینه که حساس ترین نقطه اش در حالت دخول معمولی لمس نمیشه دیگه براشون این فکر پیش نمیاد که حتما یه ایرادی دارن که زن با دخول معمولی به ارگاسم نمیرسه. اما من میخوام بگم فقط این دانش کافی نیست. باید بیشتر از این باشه واسه اینکه رفتارهای جنسی ما به تختخواب محدود نمیشه. یاد گرفتن در مورد خیلی از رفتارهای جنسی و روابط انسانی در نهایت به یه رابطه بهتر ختم میشه. آدمی که میدونه خودش رو بهتر میفهمه...از کنش و واکنش های خودش گیج نمیشه و میتونه این دانش  و آرامش رو به یارش هم منتقل کنه. در مقابل هر انتقاد و واکنشی رو شخصی نمیگیره و میتونه انعطاف و پذیرش بهتری داشته باشه.

۵. قبول دارم که آدم در رابطه رشد میکنه و این اصولا یکی از خصوصیات یک رابطه خوبه. رابطه جنسی هم هم مثل هر رابطه دیگه ای هست و نمیشه نقش مهم یه پارتنر خوب رو ندیده گرفت. اما من شخصا اعتقاد دارم  پارتنر خوب یه فاکتور ثانویه است  و فاکتور اولیه خود آدمه. آدم اگه این دوتا رو قاطی کنه میتونه خیلی فشار روی پارتنر بذاره واسه چیزهایی که در اصل وظیفه خودش بوده که یاد بگیره و با اینکه سخت تره اما به تنهایی یاد گرفتنش لذتش بیشتره و در نهایت هم اعتماد به نفس بیشتری میده.

پ.ن. بلاگ رولینگ باز خراب شده؟

Balatarin + نوشته شده در 27 Nov 2006ساعت 1:28 AM توسط انار