یه کار هست که باید عادت کنم سریع تر انجام بدم و اونم جواب دادن به ایمیل هاست. میدونم الان خیلی هاتون هم که اینجا رو میخونین آه از نهادتون بلند میشه که " نوبرشی توی این یه دونه!".
شماها برای اینکه بازدهی بالا داشته باشید و بتونید کارهایی رو که به عهده میگیرید سر همون موقع که گفته اید تحویل بدید چیکار میکنید؟ اصلا با این مساله مشکل دارید؟ من خیلی مشکل دارم. خیلی عقب میمونم از کارها و بعد میترسم و بعد باز عقب تر میمونم. بعضی وقتا فکر میکنم شاید زیادی از تواناییم کار برعهده میگیرم. اما فکر میکنم مشکل اصلیم اینه که گفتگوی درونی منفیم خیلی زیاده و دائم دارم از خودم ایراد میگیرم و حسن کارهام رو کوچیک میبینم و عیبهاشون رو بزرگ. واسه همین خودم بعضی وقتا یه بلایی سرخودم میارم که صد تا دشمن نمیتونه بیاره. شماها این مشکل رو دارید؟ چطور باهاش برخورد میکنید؟ کلا چه جوری با ترسهاتون مواجه میشین؟ چه جوری میتونید برای خودتون دیسیپلین داشته باشید که وقتی برای کاری قول میدین سر موقع انجامش بدین؟ من فکر میکنم خیلی رفتار غیر حرفه ای و زشتیه که آدم یه قولی برای کار بده و بعد نگرش نداره و خیلی از اینکه خودم اینجور آدمیم در عذابم و دارم سعی میکنم درستش کنم. گفتم ببینم شما در این مورد چه تجربه ای دارین.
پ.ن. خدا گربه خسیس تر از مرنو خان خلق نکرده. تو خونه واسو یه صندلی هست که زده به نام خودش و تصادفا راحت ترین صندلی خونه است و درست جلوی تلویزیون. اگه یه وقت بری روش بشینی انقدر میشینه جلوت بهت زل میزنه که از رو بری و دمبت رو جمع کنی و پاشی. اگر خیلی هم پر رو بازی در بیاری و نگاش نکنی که یعنی من نمیبینمت روی دوتا پاش بلند میشه میزنه به دستت که یعنی پاشو! بعضی وقتا با خودم میگم عکس این گربه های ایران رو نشونش بدم خجالت بکشه از این مرفه بی درد بودن!