تبليغاتX
افکار - اپرا وینفری

تازگی ها فکر میکنم استعداد دارم که منم یکی بشم مثل اپرا وینفری. فقط مونده ام با این مدرک دکترای مهندسی چکار کنم و اینکه برم ایران توی صدا و سیمایی که دولتیه بگم چی و خوب جزئیات پیش پا افتاده ای! مثل اینکه من هیچی در مورد روزنامه نگاری و مدیا و دوربین و شو تلویزیونی نمیدونم...اما از شوخی گذشته جدی این وبلاگها منو داره به این نتیجه میرسونه که میتونم انرژی رو کانالیزه کنم به طرف مخاطبم و یه فرقی ایجاد کنم با این حرفها و کنش و واکنشهای بین من و مخاطب. فقط موندم چه شغلی پیدا کنم که این استعداد و علاقه ام رو بشه توش با مدرک مهندسی و عشق اینکه تاثیر ماندگار داشته باشم  ترکیب کرد.

اینو اگه ندیدین سعی کنید سوم مارس ببینید. من اگه بتونم همچین کارهایی رو برای ایران/خاور میانه بکنم سرم رو راحت میذارم میمیرم.

پ.ن. عصبانیم! اینو اولش بگم که معلوم باشه. این یعنی چی نازلی؟ یعنی من باید چه برداشتی کنم از این متن تو؟ با حسین درخشان یا هرکس دیگه مشکل داری برای من مهم نیست اما من  توی این محیط همونطور که احترام همه رو دارم اجازه نمیدم کسی منو مسخره کنه. راجع به حرفی هم که توی این پست زدم اصلا شوخی نداشتم و جدی داشتم میگفتم. کدوم دموکراسی؟ کدوم امپراتوری؟ کدوم انقلاب؟! اصلا میخونی متنهایی رو مردم مینویسند یا فقط دنبال سوژه میگردی که مسخره کنی؟ خیلی عصبانیم و جدا امیدوارم که توضیح خوبی داشته باشی یا اشتباه برداشت کرده باشی. 

پ.ن. نظر خواهی رو بستم چون دیدم به جهت خوبی داره پیش نمیره.

پ.ن. نظر خواهی رو باز میذارم اما اینجا اگه احساس کنم کسی اومده خورده حسابشو با کس دیگه ای پاک کنه نظرش رو پاک میکنم. از خود من خواستین انتقاد کنین ممنون هم میشم. ایشالا که سازنده.

Balatarin + نوشته شده در 28 Feb 2007ساعت 0:2 AM توسط انار