من تقریبا همیشه برای واسو از خبرهای جنبش زنان میگم. در مورد قوانین براش حرف میزنم. از چیزهایی مثل حق طلاق و مهریه و اجازه خروج و کار نداشتن براش میگم. براش شرح داده ام شرایط ضمن عقد چیه. وقتی بچه ها رو دستگیر میکردند براش شرح میدادم و عکسها رو نشونش میدادم. پیشم بود وقتی از نگرانی برای فرناز و پرستو گریه ام گرفته بود. این فیلم رو هم با هم دیدیدم...همیشه از من یه سئوال میکنه: " چرا میخواهی جزو مملکتی باشی که با زنانش اینطور رفتار میکنه؟"
من هیچ وقت هیچ جوابی براش نداشته ام. نمیفهمم چرا انگار با ما پدر کشتگی دارند. و راستش رو بخواهید میترسم...میترسم از اینکه روزی ایران رو ببینه و بدش بیاد. تمام زشتی هایی که چشمهای ما بهش عادت کرده و قبحش رو برامون از دست داده ببینه. نمیدونم چرا اما نمیخوام جایی که من انقدر دوستش دارم حرمتش پیش چشمانش از بین بره.
مرتبط:۱. اما زمین گرد نیست (سیاه) ۲. نمیخواهم برگردم (پیاده رو)