گفتم شاید شماها هم مثل من حوصله تون سر رفته و این چند وقت بهتون سخت گذشته و خسته شدید از بس مشکلات شاخ آفریقا و هسته ایران و ازدواج و فرهنگ و اینا رو حل و تفسیر کردید...فکر کردم دور هم جمع بشیم - کاملا در سطح - یه دو کلمه جوک بگیم و گپ بزنیم دلمون باز بشه. من اینجا(*) یه سری جوک خوندم که از یکیش خوشم اومد چون از این پاستوریزه ها بود که از بس بیمزه است آدم میخنده..گفتم براتون بگم که شماها هم شروع کنید:
"يه روز يه ماره به يه مار ديگه ميرسه , بهش ميگه : " چيه؟ چرا ناراحتي؟"
ميگه : " آخه , خيلي ناراحت كننده است كه تو 10 سال عاشق يكي باشي, بعد بفهمي شيلنگه!!!"
باز هم تاکید میکنم...اومده اید دور همی خودمونی...به عمق هم نمیخواهیم بریم...کاملا در سطح...لینک ساز و آواز میخواهید بذارید٬ جوک بنویسید٬ شیرین کاری اگه بلدید...دیگه خونه خودتونه...ببخشید که مبلمان و پذیرایی کمه...فقط ملاحظه کنید که اینجا خانواده رفت و آمد میکنه.
*لینک از وبلاگ سایه