تبليغاتX
افکار - روزمره
من دارم مینویسم که به علت ننوشتن طولانی توقع شماها بالا نره فکر کنید من الان دیگه باید جای پست آپولو هوا کنم که از خجالتتون در بیام!

 دارم یه کتاب میخونم به نام "هارون و دریای داستان" که حدس میزنم به فارسی ترجمه نشده چون نوشته سلمان رشدیه. کتاب قصه است برای بچه ها. خیلی قشنگه. بهترین چیزه برای قبل از خواب خوندن. من که تخصص نویسندگی ندارم بگم تکنیکی خوبه یا نه اما خیلی روان نوشته شده . مخصوصا برای من فارسی زبان جالبه چون اسامی خیلی از شخصیتهای داستان به زبان اردو هستند که اسم گذاریشون ظرافت داستان رو خیلی زیاد کرده و برای آدم انگلیسی زبان معمولی ممکنه اونقدر ملموس نباشه اما برای من قابل فهم هستند. مثلا در کتاب سرزمین قصه ها کنار یه سرزمین دیگه است به نام "چوپ والا". چوپ به زبان هندی یعنی یه چیزی تو مایه های "خفه شو!". توی این سرزمین یه حاکم هست به نام "ختم شد" که خیلی موجود ترسناکیه و همه رو سالهاست که امر به سکوت کرده. در نتیجه برخلاف سرزمین قصه ها که همه توش به شدت اهل حرافی و غیبت  هستند اینجا همیشه سکوته. حالا داستان از اینجا شروع میشه که اهالی چوپ والا پرنسس سرزمین قصه  رو دزدیده اند و میخوان در طی مراسمی دهنش رو بدوزند و قربانی موجودی بکنند به نام " بی زبان" که پرستشش میکنند. از اون طرف هم دریای قصه رو از سرچشمه آلوده کرده اند و در نتیجه اهالی سرزمین قصه با همین خل وضعی و حرافیشون فعلا لشگرشون رو برداشته اند که برند جنگ...تمام سربازهای سرزمین قصه به شکل ورق هستند و آرایش جنگی لشگرشون به صورت تقسیم بندی به "بخش" و جلد هست و فرمانده کلشون هم کسی نیست جز "ژنرال کتاب"...خلاصه من که خوشم اومد. گفتم بگم شاید شما هم کتاب آسون خوب دلتون بخواد. البته کتاب ظاهرا تلاشش رو کرده که مشکلات رایج هند و کشورهای شبه قاره هند رو در قالب داستان بیان کنه. اما حتی برای منی که خیلی از این مشکلات خبر ندارم کتاب جذابیت خودش رو داره.

متن ویکی درباره کتاب 

Balatarin + نوشته شده در 18 Sep 2007ساعت 5:53 PM توسط انار