تبليغاتX
افکار - یک سئوال
شما از شغلی که دارید راضی هستید؟ بزرگ شدید هم میخواهید همین کاره بمونید؟

پ.ن. شماره دار:

1. من بزرگ شدم نمیخوام مهندس بمونم. نمیخوام یه عمری به مانیتور کامپیوتر نگاه کنم. من بزرگ شدم میخوام یه شغلی داشته باشم که با آدمها باشم.

2. یکی رو میشناسم که یه عمری از رشته اش بدش میامده. خودش میگه. رشته اش حسابداریه. و از خرید و فروش و معامله خوشش میامده. آخرش میگرده و پیدا میکنه که میشه کارگزار بورس بشه. یعنی پیدا میکنه که چه جوری علاقه اش رو به رشته اش پیوند بزنه و اولین زنی شد که کارگزار بورس اوراق بهادار تهرانه.

3. من از تاثیر گذاشتن بر کامپیوتر هیچ لذتی نمیبرم. کول ترین نرم افزارها و اپلیکیشنها به زیبایی اون لحظه‌ای نیستند که اشکی از چشمی پائین میاد چون تو جایی در روحش رو لمس کردی که مسیر جدید براش باز کرده. برق چشم یک آدم به صدتا سیستم عامل خفن ارجحیت داره.

4. اشتباه نشه. شما نرم افزار تولید کنید ما استفاده کنیم. صد تا گجت تولید کنیم بزاریم توی آی-گوگلمون که همه کارمون رو برامون رد یابی کنه. اصلا تاریخ وفاتمون رو هم از الان بدونه. کی بخیله؟

5. بند 3 خیلی شاعرانه شد. اما جدی شما رشته اتون، شغلتون، کارِتون رو دوست دارید؟ اصلا بهش فکر کردید؟ صبح با ذوق میرین سرکار؟

6. من بالاخره یک کار خوب پیدا میکنم که به دلم بشینه. ممکنه با اولین کار یا دومی پیداش نکنم. اما سمجیت خودم رو میشناسم. بعد شماها میخونید و سر تکون میدین و میگین این انار گفت‌ها...این پستها هم میشه خاطره.

7. اوا خاک برسرم ! اینجا چرا پینگ شد؟!

8. ببخشید این فایر فاکس چرا دائم از هیستوریش صفحه ها رو میخونه؟ چکار کنم این مشکل برطرف بشه؟

Balatarin + نوشته شده در 12 Jan 2008ساعت 11:50 PM توسط انار