تبليغاتX
افکار -
لپ تاپم خونه "پ" جا مونده. در نتیجه از خونه نمیتونم کار کنم. مجبورم مدرسه بیشتر و بهتر کار کنم. با "پ" فکر کردیم شاید بد هم نباشه. اینجوری خونه که میرم دیگه وقتم پای اینترنت هدر نمیره. مجبورم با کارهای دیگه سرم رو گرم کنم. کتاب بخونم. ورزش کنم. با گربه ها بیشتر وقت بگذرونم. از طرفی چون میدونم خونه کامپیوتری در کار نیست تو مدرسه مجبورم بازدهیم رو ببرم بالا. تا دو هفته دیگه که اون بیاد مجبورم اینجوری زندگی کنم. اگه دیدم کاراییم بالاتره شاید اصلا بگم کامپیوتر رو نیاره. البته یه شبایی هم مثل الان مجبورم تا دیر وقت بمونم و کار کنم.

به نظر شما اگه من کفش و لباس بپوشم و تو راهروهای ساختمون دانشکده یه نیم ساعت بدوم خیلی آبرو ریزیه؟ بیرون سرده و تا باشگاه هم تنبلیم میاد برم. ببین این آبرو ما رو به کجا میکشونه ها!

خانوم پیاده عزیز٬ کوزه خانوم خوشگل٬ من از پشت همین تریبون رسما دوباره معذرت میخوام که همچین دقیقه نود زدم زیرش و نیامدم اونورا. شما به بزرگیتون ببخشید. عوضش یکشنبه رفتم خرید و برای اولین بار در زندگیم (شوخی نمیکنم ها!) یه شلوار جین گیرم اومد که به تنم خوب وایمیستاد. از ذوقم به "پ" شام دادم! یه پلور کشمیر ۱۳۰ دلاری رو هم تو حراج خریدم ۳۰ دلار! انقدر نرم و گرمه...

امروز تمام مدت شام این دوست لبنانی ما تعریف رییس جمهورمان را میکرد که چه هسته دار است این مرد!He's got balls! هسته خوب است اما برای همسایه.

Balatarin + نوشته شده در 22 Feb 2006ساعت 9:6 PM توسط انار