تبليغاتX
افکار - روزانه
این روزها زندگی من از چند تا چیز پر شده:

- سرما خوردگی شدید و بی انرژی بودن مطلق. پنج روزه اسیر خونه ام. هوا هم انقدر سرده که دو دفعه که پر رو شدم و خواستم برم بیرون دست از پا دراز تر با گوش درد برگشتم خونه. این چند روز هرچی فیلم از ایران آورده بودم دیدم: کمال الملک ٬ کمیته مجازات٬ تهران روز نو روزگاری نو٬ شام آخر٬ خانه ای روی آب(این آخری رو اصلا خوشمان نیامد)

- از مرگ میترسم. از وقتی با مرگ عمه ام روبرو شدم(اون سه هفته ای که ایران بودم) یکی ایران عطسه کنه من اینجا وحشتناک ترین اتفاقها رو تجسم میکنم.

- میترسم هیچ پخی نشم.  راستش انتخابام تو زندگی زیاد شده. قوی شده ام. عواقب انتخابام هم با خودم بزرگ شده اند. از پشیمونی میترسم. یه مدتی اینو باهاش کنار اومده بودم اما ظاهرا هر از گاهی که تعریف "پخ" برام عوض میشه(بخوانید توقعم از خودم بالا میره) باید بشینم و دوباره یه دور برای خودم همه چیز رو دوره کنم.

پ.ن. از بس خونه موندم این چند روز خل شدم. به سرم زده اگه واقعا و رسما بخوام برم از اسلام خارج بشم چکارم میکنند؟ آدم اصلا بخواد بره از دین خارج بشه باید چه کار بکنه؟ بره قم گواهی بگیره؟ "بدینوسیله گواهی میشود ضعیفه نامبرده تا اطلاع ثانوی به قصد جستجوی حقیقت از دین مبین اسلام خارج شده است..".ظاهرا هندو از اقلیت های شناخته شده در ایران نیست. حالا اینکه ۷۰۰ میلیون پیرو داره به فلان گاو هم نیست اما من مشکلم این شده که اگه یه روز خواهر "پ" بیاد ایران و ماشین بهش بزنه تکلیف چیه؟ دیه اش رو چه جور حساب میکنند؟ تازه به روپیه هم باید تبدیل کنیم!

Balatarin + نوشته شده در 5 Mar 2006ساعت 6:47 PM توسط انار