تبليغاتX
افکار - چی به سرت اومد که فمینیست شدی؟
این آقای حامد خان قدوسی تو یه پستی نوشت که شما فکر میکنین دلایل فرار مغزها از ایران چی باشه؟ منم خودم رو به عنوان یک مغز تحویل گرفتم و خلاصه ای از دلایل خودم رو نوشتم که چرا میترسم به ایران برگردم:

" 1. من وقتی پنج سال پیش برای ادامه تحصیل اومدم بیرون فقط یه دلیل برای اومدن داشتم اونم این بود که برم ادامه تحصیل بدم و خوب همه هم میگفتن خارج خوبه. از اونجایی که به محظ فارغ التحصیل شدن هم راهی شدم عملا مشکلات ایران رو به نسبت محدود تجربه کرده بودم.
2. الان بعد از 5 سال دلایل خیلی زیادی دارم برای اینکه چرا از برگشتن به ایران میترسم:
-میترسم فرصت رشد کاری نداشته باشم. به عبارتی به دلیل اینکه مناصب کلیدی مملکت بر اساس رابطه پر میشه و سیستم مدیریت کلان مملکت بسیار ضعیفه میترسم برگردم و تمام عمرم صرف دور باطل زدن بشه.
-میترسم ارتباطم با دنیای خارج قطع بشه. تازه بعد از آمدن به امریکا بود که به نظرم امد چقدر زندگی در ایران کرخت و یواشه.
-میگند کار کردن با آدمهای با هوش و موفق تو رو هم با هوش و موفق میکنه. خیلی ساده: ما آدمهای با هوش و موفق و با انگیزه تو ایران خیلی کم داریم. و چون سیستم غلطه همین ها هم به سختی ممکنه همدیگر رو پیدا کنند.
- به دلیل زن بودنم از نظر آزادیهای اجتماعی محدودیت هایی دارم که فقط شمه ایش رو میتونی تو نوشته های خانوم کار ببینی:
http://www.mehrangizkar.com

- در ایران حریم زندگی خصوصی بی معناست. تفتیش در زندگی خصوصی و عقاید مردم انقدر بخشی از زندگی شده که به نظر میاد حتی قبحش هم در نزد مردم شکسته.
- بعد از دیدن و لمس زندگی آرامتر و با نتیجه تر این سامان احساس گناه میکنم اگر فرزندانم رو مجبور کنم با محدودیتهای ایران دست و پنجه نرم کنند در حالیکه میتونند بهتر زندگی کنند.
- به اسلام به عنوان یک دین عادلانه اعتقادی ندارم. نمیخوام بخش بزرگی از هویت خودم و خانواده ام با این دین ترکیب بشه. نمیخوام بچه هام با این دین شرطی بشوند."

بعد یه خواننده ای به نام سهند برام پیغام گذاشت که "همه دلایلت خوب بود الا آخری که خراب کردی و اسلام از تو رحم مادر با تو هست و اسمت هم عربیه و ..." بعد ما توضیح دادیم که آقا اشتباه میفرمایید و ما اصولا مذهبی نیستیم و اسممان هم انار نیست...حالا بعد از چند دفعه رد و بدل نظرات ایشون پیغام گذاشته اند :" ...به نظر میاد که تو کرنل درس میخونی و آدم باهوش و نایسی هستی. چی به سرت اومد که فمینیست شدی؟" والا من امیدوارم که ایشون به اینجا سر بزنند چون نمیخوام وبلاگ حامد رو شلوغ کنم. من هرچی به جوابهام نگاه میکنم میبینم هیچ جا از حقوقم به عنوان یک زن به طور مجزا حرف نزده ام مگر آنجا که به وب سایت خانوم کار اشاره کرده ام و واقعیت قانون اساسی. خداییش تلاشم رو هم کردم که دیدگاهم و جوابهام دید یک انسان تحصیل کرده و با هوش رو داشته باشه نه یک دید زنانه. حالا مونده ام یعنی از دید ایشون هر زنی که تقاضای فرصت شغلی خوب و جای مناسب برای خانواده اش داشته باشه و از بی عدالتی قانون مثال بیاره فمینیسته؟ اگه یه مردی همین دلایل رو نوشته بود همه جوابهاش رو ول میکردیم و بهش فوری یه برچسب میچسبوندیم؟ آیا اینها تقاضای مشروع هر انسانی نیست؟ مردهایی که اینجا رو میخونن نمیخوان یه جای خوب کار بکنند و بچه هاشون و خانواده شون یه رفاه نسبی داشته باشن؟ چرا منی که زنم اگر اینا رو بخوام حتی وقتی خودم نمیگم باز هم میگذاریدم زیر یه تیتر مخصوص؟  روی حساب کدوم حرف من بهم میگین فمینیست؟ شماهایی که اینجا رو میخونین آیا همتون همچین واکنشی دارین؟

البته بنده تا جایی که فهمم اجازه میده فمینیستم و هیچ وقت هم قایمش نکردم اما این طرز واکنش رو هم اصلا نمیفهمم.

پ.ن. سهند جان٬ من اسم مستعار انار رو انتخاب کردم چون انار میوه محبوب منه. تقصیر من نیست که اسمش عربیه. فرهنگستان فارسی از فردا به جای انار بگذاره گرد قرمز منم اسمم رو اینجا عوض میکنم میزارم "گرد قرمز". یعنی هرکس از کلمه عربی استفاده کرد تحت تاثیر اسلامه؟!

Balatarin + نوشته شده در 13 Mar 2006ساعت 6:58 PM توسط انار