تبليغاتX
افکار - نظر من درباره سقط جنین
۱. انگیزه نوشتن این مطالب مربوط به سقط جنین را پست پرستو ایجاد کرد و نظراتش. من در آنجا هم به طور خلاصه نظرم را گفته بودم بنابراین اگربخشهایی تکراری است به خوبی خودتان ببخشید.

۲. به عقیده شخص من بحث سقط جنین دو حوزه اجتماعی و شخصی دارد که کاملا مجزا هستند. یعنی این سئوال که " آیا در جامعه از نظر قانونی باید سقط جنین آزاد باشد و در چه حد؟" خیلی ربطی به این سئوال ندارد که "آیا سقط جنین کاری غلط/غیر اخلاقی  است؟" البته در یک صورت میتوان این دو مساله را مرتبط کردم و آن هم اینست که تا چه حد قوانین ما باید اخلاقی باشند؟ مثلا جمهوری اسلامی را میشود مثالی از این دست مطرح کرد. من فکر میکنم که قوانین باید طوری وضع شوند که به نفع اجتماع باشند. انگیزه ام هم از تحقیقی که برای پست سقط جنین و جامعه کردم همین بود و نتیجه گرفتم که به نفع اجتماع است که سقط جنین آزاد باشد و به انتخاب زنان واگذار شود(حد اقل تا حدود زیادی نه مثل مواردی که فقط در خطر بودن جان مادر قابل قبول است). 

۳. اول باید دید که آیا جنین انسان است؟ آیا حقوق کامل انسانی دارد؟ تا جایی که من میدانم در هیچ قانونی جنین انسان نیست. از دید شخصی من جنین موجودیست که پتانسیل انسان شدن دارد. مثل دانه ای که در زمین کاشته ای و مدتی هم آب داده ای و قابلیت درخت شدن دارد. اما همانطور که دانه درخت نیست٬ جنین هم انسان نیست.

۴. یکی از دلایلی که برای اخلاقی نبودن سقط جنین مطرح میشود کشتن یک موجود جاندار است..من این دلیل را کاملا قبول ندارم چون اخلاق نسبی است. همین گرفتن حیات از دیگری را در نظر بگیریم...برای منی که مسلمانم و در ایران بزرگ شده ام خوردن گوشت گاو آنقدر عادیست که حتی راجع به آن فکر نمیکنم اما برای یک هندو که کشتن یک پشه را هم اخلاقی نمیداند طرز زندگی من در بهترین حالت چندش آور است. کشتن گاو٬ یک موجود جاندار٬ از نظر من درست و از نظر او غلط است. حتی در همین زندگی ما انسان ها هم کشتن یک انسان همیشه غلط نیست..دفاع از خود در هر قاموسی پذیرفته شده است. این به معنی نیست که اگر من برای دفاع از خودم کسی را کشتم از کشتنش ناراحت نمیشوم اما جامعه این کار را قابل قبول میداند. کسی به من برچسب خود خواهی نخواهد زد. همین است کشتن انسانها در میدان جنگ. همین است وقتی دولتها کسی را اعدام میکنند...آیا غیر از این است که تشخیص داده اند که ضرر بودن این شخص بیش از نفعش است؟ چه تفاوتی است بین این منطق و منطق مادری که سقط جنین میکند؟ بحث من این نیست که اعدام الزاما کار درستی است. بحثم این است که به پایان رساندن حیات الزاما غیر اخلاقی طلقی نمیشود.

۵. به جای اینکه خیلی راحت به مادری که ناخواسته حامله شده و میخواهد حاملگی را پایان دهد برچسب خودخواهی بزنیم بهتر است یک لحظه به این واقعیت فکر کنیم که چه عاملیست که انسانی را وا میدارد تن به چنین کاری دهد علی رغم اینکه میداند برایش خطر مرگ دارد؟ واقعا چه کارهایی هست که هرکدام از ما حاضریم برایش خطر مرگ را به جان بخریم؟ من فکر میکنم وقتی زنی تصمیم به سقط جنین میگیرد و اعلام میکند که آمادگی داشتن بچه ندارد در واقع به آن بچه هم حد اقل به اندازه خودش فکر میکند. این حق هر بچه ایست که در محیطی امن و آرام به دنیا بیاید. این حق هر بچه ایست که مادری توانا داشته باشد. این حق هربچه ایست که از نظر اقتصادی و احساسی تامین باشد. هیچ کس به اندازه مادر ـ که بچه را در شکم دارد ـ به واقعیت وجود آن جنین آگاه نیست و هیچ کس به اندازه مادر برداشت درستی از شرایطی که بچه در آن به دنیا می آید ندارد.

۶. من فکر میکنم تصمیم به بدنیا نیاوردن بچه ناخواسته همانقدر خود خواهانه است که تصمیم به بچه دار شدن. واقعیت این است که بچه دار شدن هم کاملا به دلایل خودخواهانه است. در بهترین حالت بچه دار میشویم چون فکر میکنیم که میتوانیم بچه های خوبی تربیت کنیم... شرایط دیگر که شامل بهتر شدن زندگی و ..بماند. بحثم این است که اگر هر پدر و مادری صادقانه فکر کنند میبینند که بچه دار شده اند چون خودشان احتیاج داشتند که بچه دار شوند. بنابراین موجودی را مجبور به زندگی کرده اند. حالا چرا ما حق این طرفی برای پدر و مادر قائلیم اما این حق را قائل نیستیم که اگر نمیخواهند بچه دار نشوند؟ از نظر من محدود کردن حق سقط جنین عین این میماند که بگوییم هر زوجی که خواست بچه دار شود باید از دادگاه محل مجوز بگیرد.

۷. اگر به دلایل مذهبی٬ اخلاقی و امثال آن سقط جنین نکنیم و کودکی را مجبور کنیم در شرایط نامساعد که گاها در شان انسانیش نیست زندگی کند به عقیده من مسولیت تحمل عواقب اشتباه خودمان را به گردن دیگری انداخته ایم و این عادلانه نیست. به نظر من خیلی احساس مسولیت میخواهد که بار گناهی هم اگر هست خودمان به دوش بکشیم به جای اینکه برای راحت بودن وجدان خودمان کودکی را به دنیا بیاوریم تا برای کاری که ما کرده ایم ـ اشتباهی که به خاطرش حامله شدیم ـ در شرایط نامناسب زندگی کند.

۸. معمولا وظایف و اختیارات باید دست در دست باشند. والدین وظایف زیادی در مقابل فرزند دارند. به نظر من درست است که در مقابل به آنها این اختیار داده شود که در مورد زمان به عهده گرفتن این وظایف با آزادی کامل تصمیم بگیرند.

۹. سقط جنین تصمیم راحتی نیست. اگر زنی تصمیم به سقط جنین میگیرد تصمیم سختی گرفته است. مطمئنا راه بهتری نداشته. بعضی تصمیم ها در زندگی هستند که فقط باید دعا کرد هیچ وقت مجبور به گرفتنشان نشویم. یکی شان همین تصمیم برای نگه داشتن یا پایان دادن به یک حاملگی ناخواسته است. غلط نیست اما عمری با آدم میماند..حالا چه نگه داری و چه تمامش کنی.

۱۰ ایندفعه که خواستید سقط جنین را محکوم کنید خودتان را جای کسی بگذارید که مجبور شده برای دفاع از خودش یا حفظ آن آدم کسی را بکشد. احساس مادری که سقط جنین میکند چنین احساسی است. شاید این به شما کمک کند که چقدر تصمیم سختی است و چطور تا پایان عمر با آن مادر خواهد بود و چطور تا کسی در موقعیتش قرار نگیرد نمیفهمد.

مطالب مرتبط:

درباره حق تسلط  بر جسم خویشتن

چيزي کلي تر از مساله حق تسلط بر جسم

سخنرانی بابک احمدی درباره اخلاق پزشکی در ایران

 

Balatarin + نوشته شده در 9 Apr 2006ساعت 4:57 PM توسط انار