امروز تو اتوبوس داشتم فکر میکردم ماها وقتی میخواهیم خودمون رو تعریف کنیم دائم میریم سراغ چیزهای مهم مثل علائقمون٬ معیارهامون...اما یه عادتهای کوچیکی هم هست که آدم حواسش نیست اما حتی شاید از اون ایده های مهم تومون موندگار تر باشند و بیشتر جزئی از ما شده باشند. مثلا من یه عادتی که دارم اینه که وقتایی که با نی نوشیدنی میخورم حتما نی ام رو میجوم...اصلا حواسم هم نیست ها. یه وقت به خودم میام میبینم دیگه کوکا از نی بالا نمیاد از بس جویدمش...تخت شده رفته...اگه تو لیوان یه بار مصرف هم نوشیدنی بخورم حتما شروع میکنم دور تا دور لیوانه رو دندون زدن. وقتایی که عصبی میشم لبام رو میجوم...واسه همینم وقتایی که سختمه بعد از یه مدت لبام آش و لاش میشه. وقتایی که درس میخونم یا هر کار جدی میکنم حتما باید موهام جمع شده باشه...یه دونه مو هم تو صورتم بیاد نمیتونم تحمل کنم. یه جورایی موی باز برام مثل لباس مهمونی میمونه...وقت خواب حتما به کنار میخوابم و پاهام رو جمع میکنم تو دلم و تا حدامکان جمع میشم و گوشه لحاف رو هم بغل میکنم. شماها هم از این جور عادتها دارین؟
پ.ن. اینو نمیدونم چرا یادم رفته بوذ...وقتی میخوام تلفن حرف بزنم اگه بیشتر از دو کلمه سریع باشه حتما باید تو اطاق تنها باشم وگرنه سختمه...حالا نه اینکه نخوام کسی بشنوه ها! ماشاالله صدام انقدر بلنده که بخوام هم نمیتونم یه جوری حرف بزنم بقیه نشنوند.