این پست اصلا برای عیب جویی نیست. صرفا چند پیشنهاد است که مدتهاست ذهن من را به خود مشغول کرده. در حین خواندنش لطفا در نظر داشته باشید که من ایران نیستم و مشاهدات من از حرکتهای زنان و فعالین آن محدود به همین اینترنت است و مخاطب پیشنهاداتم هم بیشتر همین افراد هستند.
۱. طبقه بندی و اولویت بندی خواسته ها: اولین فکری که به ذهنم میرسد اینست که خواسته های جنبش زنان اولویت بندی نشده. من فکر میکنم برای اولین قدم بهتر است خواسته ها را طبقه بندی کرد. مثلا میشود به دو طبقه اجتماعی و دینی تقسیمشان کرد. برابر نبودن حقوق و مزایای کارگران زن یک مساله اجتماعیست اما نداشتن حق طلاق یک مشکل دینی. بعد مساله اولویت بندی پیش می آید. تمام خواسته های یک طبقه را نمیشود با هم طلب کرد...مخصوصا در مورد مسائل دینی. به جای گرفتنش فقط نتیجه این میشود که برچسب ضد دین بخوریم. در اولویت بندی بیشتر از هرچیزی خواسته مخاطبان اصلی این حرکت-اکثریت زنان - باید در نظر گرفته شود. نظر سنجی سایت زنستان که چندی پیش انجام شد به نظر میرسید در راستای همین هدف باشد.
۲. هماهنگ کردن گروهای مختلف زنان: این را شما باید بگویید تا چه حد درست است اما برداشت من این است که گروههای مختلف فعالین زنان ارتباط چندانی با هم ندارند. منظورم از این ارتباط این است که این گروهها به طور مستمر با هم همکاری داشته باشند. از فعالیت هم خبر داشته باشند و به صورت یک تیم واحد عمل کنند. اگر غیر از این باشد ممکن است خیلی راحت طوری کار کنند که اثر فعالیت های یکدیگر را خنثی کنند یا دوباره کاری کنند. یکی از راههایی که به ذهنم میرسد تشکیل جلسات منظم است تا تقسیم مسئولیت شود. یکی دیگر از راههایی که به ذهنم رسید انجام پروژه های گروهیست که به مرور در بخشهای بعد اشاره میکنم.
۳. تماس با خارج از ایران: من پیشنهاد تلاش برای داشتن شعبه ای از UNIFEM در ایران را مدتی پیش دادم. تنها کسی که واقعا پیگیر شد لوا از وبلاگ بلوط بود. حتی لوا پستی هم در این مورد نوشت که متاسفانه هیچ کدام از فعالین زنان در داخل ایران اهمیتی نداند. من فکر میکنم تماس با خارج از ایران از چند جهت برای حرکت زنان در ایران سودمند و حتی ضروریست.
۴. یارگیری از قم: باید قبول کنیم که جامعه ایران جامعه مذهبیست و متاسفانه مشکل ما هم با بسیاری از قوانین دینیست. این مشکل به نظر من حل نمیشود مگر با سلاح روحانیت. به عنوان مثال در مورد مساله استادیوم مشکل اساسی زنان فتواهای روحانیت بود. کسی رفت از قم از یک روحانی نسبتا دگراندیش در این باره سئوال کند؟ همین الان آقای جناتی تصدی مقام قضاوت را برای زنان بلامانع دانسته٬ فتوا داده که زنان میتوانند مرجع تقلید شوند٬ و گفته که عقد دختر نابالغ جایز نیست. من اگر جای فعالین زنان بودم تا به حال با ایشان چندین مصاحبه صورت داده بودم. صدایشان را در روزنامه های کثیر الانتشار منعکس کرده بودم و حتما نظرشان را در مورد رفتن به استادیوم میپرسیدم. برچسب ضد دین زدن به من و شما خیلی ساده است اما به یک مرجع تقلید نه. حمایت حتی محدود یک مرجع تقلید از بعضی از خواسته های زنان به این جنبش مشروعیت میبخشد و آن را در مقابل خیلی از حملات مصون میکند. چنین منبعی را نباید بی استفاده گذاشت.
۵. جلب توجه و حمایت زنان موفق: به نظرم میرسد که شبکه فعالین زنان از جلب زنان موفق در زمینه های مختلف غافل مانده. ما زنان موفق و کار آفرینی در زمینه های مختلف داریم. زنانی که مدیرعاملند٬ تاجرند٬ بیزنس میکنند٬ اساتید دانشگاه...زنانی که فمینیسم را روزمره زندگی کرده اند. کاری برای ایجاد یک شبکه و گرد هم آوردن این زنان شده است؟ این یکی دیگر از پروژه های گروهیست که گفتم گروههای زنان میتوانند با هم انجام دهند. چنین کاری چند فایده دارد:
۶. اهمیت رسانه های شخصی: این بخش بیشتر بر میگردد به وبلاگها و رسانه های فعالین زنان. به اعتراف خود فعالین زنان این جنبش از داشتن یک رسانه مستقل محروم است و تنها رسانه اش اینترنت است که از این میان وبلاگ ها نقش اساسی دارند. در وبلاگهایتان ضد مرد ننویسید. از کلیشه هایی که به حرکتهای فمینیستی نسبت میدهند پرهیز کنید. باید واقع بین باشید. کلمه "خایه به دست" شایسته یک رسانه نیست و وبلاگهای شما رسانه های شما هستند. جای سایز سینه و استفراغ و هزار جمله و کلمه شبیه آن در یک رسانه عمومی که توقع دارید صدای تجمع شما را هم به خارج برساند نیست. اگر از مخاطبتان توقع دارید که با یک اطلاعیه در وبلاگهایتان به خیابان بیاید باید این حق را هم برایش قائل باشید که آنچه را که در وبلاگتان میخواند به کل حرکت تعمیم دهد. این اتفاق چه بخواهید و چه نخواهید می افتد. میتوانید پشتتان را بکنید و اهمیت ندهید یا واقع بین باشید و آداب رسانه تان را رعایت کنید و مزیتش را هم ببینید.
۷. تماس بیشتر با توده زنان: مزیت و ضرورت این بخش آنقدر واضح است که من فقط چند راه کوچک را که به ذهنم رسیده میگویم. خوانندگان وبلاگ هم اگر راهی به ذهنشان رسید در نظرات بنویسند. یکی از راههای خوبی که آزاده اکبری در وبلاگش پیشنهاد کرده بود پخش جزوه در میادین اصلی شهر بود. راه دیگر شاید این آهنرباها٬ خودکارها و چیزهای تبلیغی باشد که رویشان اطلاع رسانی شده. من خودم یک تقویم کوچک از سالها پیش دارم که مفاد کنوانسیون حقوق زنان را در صفحاتش نوشته بودند و بعد مواد قانونی ایران را که خلاف آن است. اگر بگویم این تقویم اولین چیزی بود که من را به مشکلات حقوق زن در ایران آگاه کرد دروغ نگفته ام. مورد دیگر شاید تیزرهای تبلیغاتی باشد. نه با صدای من و شما بلکه مثلا همین آقای جناتی یا هر روحانی دیگر. کسی که بدانیم حرفش سانسور نمیشود...یا یک چیزی با تم "آیا میدانید که..." روی بیلبوردهای تبلیغاتی....البته میدانم همه اینها پول میخواهد و این را در بخش بعد اشاره میکنم.
۸. فرهنگ پول جمع کردن و حامی جلب کردن: فکر کنم از این همه حرفی که من زدم معلوم است که پول به پیشبرد اهدافمان کمک میکند. من فکر میکنم فرهنگ همایشهای سالانه برای جنبش زنان با هدف ارائه گزارش سالانه و جمع آوری اعانه چیزی خوبیست. این فرهنگ نه تنها امکانات بیشتری را فراهم میکند بلکه جنبش زنان را در مقابل مخاطبین اصلی آن٬ زنان و در کل جامعه٬ پاسخگو تر میکند. در عین حال تماس این جنبش با بدنه اصلی زنان بیشتر خواهد شد. شمایی که پول گرفته اید دقت خواهید کرد که این پول را به طور بهینه مصرف کنید که بتوانید برای سال بعد هم طرف را قانع به پول دادن کنید. از طرفی چون مبالغ کلان از یک نفر دریافت نشده استقلال جنبش هم حفظ خواهد شد. از زنان خارج از کشور٬ از سازمانهای بین المللی به صورت پروپوزال٬ از زنان کار آفرین داخل کشور و از هر زن و مرد عادیی که علاقمند به حمایت از شماست پول جمع کنید یا نیروی داوطلب بگیرید.
۹.جا انداختن فرهنگ کار با ارائه الگو و انگیزه مثبت: من به شخصه فکر میکنم مهم ترین کاری که برای زنان ایرانی صورت باید بگیرد جا انداختن فرهنگ کار است. زنی که استقلال مالی دارد حقوقش را حتی در همین ایران فعلی هم میگیرد. زنی که استقلال مالی داشته باشد از تهدید طلاق به این راحتی ها نمیترسد. ما اگر همه قوانین را هم به نفع زنان تغییر بدهیم تا وقتی نان شب زنی در دست دیگریست عزت آن زن مشروط به سخاوت و جنبه آن دیگریست. این کار فکر میکنم با ارائه الگوی مثبت به زنان بهتر جواب میدهد. به عنوان مثال همان زنان کار آفرین و موفق که مطرح کردم. اینکه سعی کنیم به جای اشاره به کاستی ها از داشته ها تقدیر کنیم شاید عادت خوبی باشد. تشویق و تحسین معمولا بهتر جواب میدهد. برای زن ایرانی اگر معلوم شود که جامعه به حضورش احتیاج دارد٬ شرح داده شود که تحقیق شده زنانی که کار میکنند سالم تر میمانند٬ و نشانش داده شود که حضورش مهم است شاید بیشتر انگیزه پیدا کند تا وقتی که بگوییم کار کن تا از زیر یوغ شوهرت در بیایی.
اینها نظرات من بود. مطمئنم خوانندگان این وبلاگ ایده های بیشتری هم دارند. شاید بعضی از این ایده ها عملی نباشد. ایکاش نقد کنید.
یک سئوال بعد از ۹۰ تا نظر: من واقعا میخوام بدونم مکانیزم عضوگیری در گروههای مثل مرکز فرهنگی زنان چیه؟ اعضاش برای عضو گیری چه کار میکنند؟ معیار چیه؟ تبلیغ برای سازمان چه جوری انجام میشه و در نهایت اینکه چرا این مرکز - به گفته فرناز و چند نفر دیگه- کمک سازمان و موسسه ای رو قبول نمیکنه حتی وقتی به بهای بی پول بودن و دست بسته بودن باشه؟ از مرکزی که یک همچین هدف عمومیی مثل دفاع از حقوق زنان داره و مردم با دعوتش سالی سه بار به خیابون میاند این حداقل شفافیتی هست که انتظار دارم. ممنونم و از وقتی که میگذارید تشکر میکنم.
من سئوال بالا رو متعادل کردم. نمیخوام به کسی توهین کرده باشم. معذرت میخوام اگر ناراحتتون کردم.
پ.ن. هیچ کدوم از آقایون نظری ندارند؟! ۶۴ تا نظر داده شده اما فقط یک مرد (سیاه ) نظر داده. واقعا آقایون نظری ندارند؟! براشون مهم نیست؟ هیچ فید بکی ندارند؟
پ.ن. بحث مهاجرتمون هنوز بازه. این پست فقط مدتها بود تو ذهن من چرخ میزد و دیگه نمیتونستم خارش ذهنیش رو تحمل کنم! اگر حرفی دارید برای مهاجرت لطفا شریک شوید. تو فکرم توی وب سایتمون یه لینک به اون پست بدم. هرچه پربارتر بهتر!
مرتبط:
۱. درباره طرح تشکیل یونیفم در ایران(دانشجو) ۲. چرا فمینیست بودن ضد مرد بودن تعبیر میشه؟ (آذرستان) ۳.آقایان لطفا نخوانند (بلوط) ۴. چرا فمینیست بودن ضد مرد بودن تعبیر میشه؟ قسمت دوم (آذرستان)
{آقای زهری٬ من هم میخوام بگم که الان دارم فکر میکنم که ایکاش بعد از خوندن پست شما رفته بودم قدم زده بودم و بعد نظر گذاشته بودم. اما پست شما به من درس خوبی داد که چقدر کلی گویی بده و چقدر منطق آدمها کور مبشه وقتی یه همچین چیزی میخونند...خانومها برند بخونند و هرموقع خواستند همه مردها رو جمع ببندند یاد این پست و احساس اون موقعشون بیفتن}