۱. "اوضاع تو لبنان وحشتناکه. این بدترین توی ده سال اخیره. من حتی نتوتسته ام به خونه زنگ بزنم. خیلی سعی کردم اما تلفن ها و حتی تلفنهای همراه از کار افتاده اند. من دیروز یه ایمیل یه خطی از خواهرم گرفتم که خبر میداد همه شون سالمند اما اوضاع خیلی بده. "ع" قرار بود دیروز برای تعطیلات سه هفته ایش بره خونه اما پروازش کنسل شد. من قراره آخر این ماه برای عروسی خواهرم برم خونه اما همه چیز نامعلومه..."
۲. از دومین دوست لبنانیم هنوز خبری نشده. فقط امیدوارم خانواده اش سالم باشند.
۳. من حتی یه دوست فلسطینی هم ندارم. تنها فلسطینی که اینجا دیدم سال اول بود توی اون یکی دانشگاه که در واقع یک فلسطینی-اسرائیلی بود و میگفت عربهای فلسطینی توی اسرائیل اوضاعشون خیلی بده از لحاظ تبعیض. خیلی بده که یه ملتی الان فقط شده اند اسم...هیچ جا نیستند...دیده نمیشند مگر توی صفحه تلویزیون.
۴. من اسرائیلی خوب اینجا خیلی دیده ام. خیلی آدمهای خوب و قابل معاشرتی هستند. من دوستشون دارم. من از لابی اسرائیل توی آمریکا میترسم. از یهودی های آمریکایی که پشت اینجور لابی هاند میترسم. اینایی که طعم هیچ جور بدبختی رو نمیچشند و برای یهودی ها و مسلمونها و مردم خاور میانه سرنوشت تعیین میکنند.
۵. چرا من حتی یه دوست فلسطینی هم ندارم؟ برم ببینم توی دانشگاه ما واقعا فلسطینی نداریم.
۶. میترسم که همینجوری الکی الکی آتیشش به سوریه و ایران برسه.